پيامك رضوي (2)
مجموعه پيامكهاي علي ابن موسي الرضا سري دوم
خراسان ميدهد بوي مدينه/ خراسان کوه غم دارد به سينه
خراسان را سراسر غم گرفته/ در و ديوار آن ماتم گرفته
امام الرضا به حجره غریبانه جان سپرد
او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد
شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد
امام رضا-ع:
هرکس در مجلسي نشيند که امر ما در آن زنده مي شود، در روزي که قلب ها مي ميرند، قلبش نخواهد مرد.
...
مجلس عزاي آقا امام رضا رفتي ما رو هم از دعاي خير بي نصيب نگذار.
امام رضا-ع:
کسي که مصائب مارا به ياد آورد، پس بگريد و بگرياند،
در روزي که چشم ها گريانند(روز حساب)، گريان نخواهد شد
امروز که سر بر حرمت مي آيم
انگار تمام عشق کامل شده است
اي ضامن آهو ! به غريبي سوگند
دل کندن از اين ضريح مشکل شده است
ای شیعه بزن ناله و فریاد امشب
از غربت آن غریب کن یاد امشب
مسموم شد از زهر، جواد بن رضا
در حجره ی در بسته ی بغداد امشب
با نام رضا به سينه ها گل بزنيد
با اشك به بارگاه او پل بزنيد
فرمود كه هر زمان گرفتار شديد
بر دامن ما دست توسل بزنيد
بر در دوست به اميد پناه آمدهايم
همره خيل غم و حسرت و آه آمدهايم
چون نديديم پناهى به همه مُلک جهان
لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ايم
دختر بدر الدجی امشب سه جا دارد عزا
گاه می گوید پدر گاهی حسن گاهی رضا
در ميان حجره يا رب کيست غوغا ميکند
شکوه زير لب ز بي رحمي دنيا ميکند
همسرش از فرط شادي و شعف کف ميزند
زين عمل خود را به عالم خوار و رسوا ميکند
دلش درياي خون، چشمش به در بود/ اميدش ديدن روي پسر بود
پدر مي گشت قلبش پاره پاره/ پسر مي کرد بر حالش نظاره
پدر چون شمع سوزان آب مي شد/ پسر هم مثل او بيتاب مي شد
پسر از پرده ي دل ناله سر داد/ پدر هم جان در آغوش پسر داد
زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟
بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟
گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟
شهادت امام هشتم بر شما دوست عزیز تسلیت باد
کعبه ي اهل ولاست صحن و سراي رضا/ شهر خراسان بُوَد کرب و بلاي رضا
در صف محشر خدا مشتري اشک اوست/ هر که در اينجا کند گريه براي رضا
از در باب الجواد مي شنوم دم به دم/ يا ابتاي پسر، وا ولداي رضا
کـمـک کـن مـثـل مشهد، شهر رؤيا
دلـم پـر ازدحـام از نـور بـاشــد
پـر از پـرواز کـفـتـرهـاى کوچک
سـرم سـبـز و دلـم پـر شور باشد
شهادت امام رضا (ع)تسلیت باد
من كيستم گداي تو يا ثامن الحجج
شرمنده عطاي تو يا ثامن الحجج
مي ديد شرر ريخته در هستي انگور
هم سفره ي ميزبان شده پستي انگور
نوشيد از آن خوشه ي سم بار که امروز
ما را نفريبند به سر مستي انگور
نفرین بر آن محرم نامحرم
که زهر جفا را نه در جام تو که در کام ما ریخت
آه! ای خورشید عشق
ای مولای جوان من
چه زود غروب کردی
گنبدطلایی امام رضا