اخلاق و تربيت اسلامي (2)

اخلاق و تربيت اسلامي
حديث 27
قال الامام علي بن موسي الرضا عليهالسلام
الصغائر من الذنوب، طرق الي الکبائر. و من لم يخف الله في القليل، لم يخفه في الکثير، و لو يخوف الله الناس بجنة و نار، و لکان الواجب ان يطيعوه و لا يعصوه لتفضله عليهم و احسانه اليهم و ما بداهم به من انعامه الذي ما استحقوه.
عيون أخبار الرضا 180:2
امام علي بن موسي عليهالسلام فرمود: گناهان کوچک راههاي [رسيدن] به گناهان کبيره است، و هر کس در گناهان کوچک و اندک از خدا نترسد از گناهان زياد هم پروا نخواهد داشت.
اگر خدا مردم را به بهشت و دوزخ بيم نداده بود، هر آينه بر آنان واجب بود به جهت نکويي کردن و احسانش - و نعمتهايي که شايستگي آن را نداشتند ولي او بيمقدمه ابتدا به دادنش کرد - او را اطاعت کنند و عصيان و نافرماني نکنند.
حديث 28
عن محمد بن اسماعيل بن بزيع، قال سمعت الرضا عليهالسلام يقول: لا يجتمع المال الا بخصال خمس: ببخل شديد و امل طويل، و حرص غالب و قطيعة الرحم، و ايثار الدنيا علي الاخرة. عيون أخبار الرضا 276:1
محمد بن اسماعيل بن بزيع ميگويد، امام علي بن موسي عليهالسلام فرمود: ثروت جز با پنج خصلت انباشته نگردد: بخل بيش از حد، آرزوي دور و دراز، حرصي که سراپاي وجود انسان را گرفته، بريدن از خويشاوندان، و برگزيدن دنيا بر آخرت.
حديث 29
قال علي بن شعيب: دخلت علي ابيالحسن الرضا عليهالسلام.
فقال لي: يا علي! من أحسن الناس معاشا؟ قلت: انت يا سيدي أعلم به مني.
فقال عليهالسلام: يا علي! من حسن معاش غيره في معاشه.
يا علي! من أسوأ الناس معاشا؟ قلت: أنت اعلم. قال: من لم يعش غيره في معاشه. يا علي! أحسنوا جوار النعم فانها وحشية، مانأت عن قوم فعادت اليهم.
يا علي! ان شر الناس من منع رفده و أکل وحده و جلد عبده. تحف العقول 472 - 471
علي بن شعيب گويد: بر امام ابوالحسن رضا عليهالسلام وارد شدم. به من فرمود:
اي علي! زندگي چه کسي از همه بهتر است؟ گفتم: اي سرورم، شما به جواب از من داناتريد.
فرمود اي علي! کسي که ديگري در پرتو زندگياش به خوشي بگذارند.
اي علي! زندگي چه شخصي از همه بدتر است؟ گفتم: شما داناتريد. فرمود: کسي که ديگري از پرتو زندگي او بهرهاي نبرد.
اي علي! با نعمتها خوش همسايه باشيد [و قدر بدانيد] که گريزپايند. از گروهي که دور شوند ديگر به آنها برنگردند.
اي علي! راستي که بدترين مردم کسي است که از [مهمان يا نيازمند] وارد شونده به خود دريغ کند، و تنها غذا خورد (يعني بخيل باشد) و بندهي خدمتکارش را بزند.
حديث 30
قال ابوالحسن الرضا عليهالسلام من أراد أن يکون أقوي الناس فليتوکل علي الله. و سئل عن حد التوکل، ما هو؟ قال: أن لا تخاف سواه.
بحارالانوار 143:71
حضرت رضا عليهالسلام فرمود: آن کس که ميخواهد نيرومندترين مردم باشد بايد بر خدا توکل کند.
از حد توکل سؤال کردند که [بالاترين درجهي] آن چيست؟
فرمود: اين است که جز خداوند از کسي نترسي.
حديث 31
سئل عن خيار العباد، فقال عليهالسلام: الذين اذا احسنوا استبشروا، و اذا أساؤوا استغفروا، و اذا أعطوا شکروا، و اذا ابتلوا صبروا، و اذا غضبوا عفوا. تحف العقول 469
از آن حضرت [راجع به] بهترين بندگان خدا سؤال شد، در پاسخ فرمود: کساني که چون نيکي کنند [از توفيقي که يافتند] شاد شوند، و هر گاه کار بدي کنند [از خدا] آمزرش خواهند. هر وقت به آنان عطايي شود شکرگزارند و چون در بلا افتند شکيبايي ورزند، و هنگام خشم [از مورد غضب] درگذرند.
حديث 32
قال الامام ابوالحسن الرضا عليهالسلام:
ان للقلوب اقبالا و ادبارا و نشاطا و فتورا، فاذا اقبلت بصرت و فهمت، و اذا ادبرت کلت و ملت، فخذوها عند اقبالها و نشاطها و اترکوها عند ادبارها و فتورها.
بحارالانوار، 353:78
حضرت ثامن الائمه فرمود: همانا براي دلها روي آوردن [به خدا و عبادت] و پشت نمودن، و نشاط و سستي است. پس زماني که دل روي آورد بينا شود و بفهمد، و چون پشت کند درماند و غمگين شود.
بنابراين به وقت روي آوردن و توجه ونشاط او را دريابيد، و زمان پشت کردن و سستي او را واگذاريد. [1] .
حديث 33
قال الامام عليهالسلام:
ينبغي للرجل اذا اصبح ان يقرأ بعد التعقيب خمسين اية. تهذيب الأحکام 138:2
حضرت رضا عليهالسلام فرمود: سزاوار است که شخص مسلمان چون صبح کند بعد از تعقيب نماز پنجاه آيهي قرآن بخواند. [2] .
حديث 34
قال الامام ابوالحسن الرضا عليهالسلام:
لا تمل من الدعاء فانه من الله بمکان، و عليک بالصبر، و طلب الحلال، و صلة الرحم، و اياک و مکاشفة الناس، فانا اهل البيت نصل من قطعنا.
وسائل الشيعه 61:7
امام ابوالحسن الرضا عليهالسلام ميفرمايد:
از دعا کردن ملول و خسته مشو، که دعا در نزد خدا جايگاهي والا دارد.
بر تو باد به استقامت و شکيبايي [در دشواريها] ، و طلب روزي حلال، و پيوستن و نيکي به خويشاوندان. و بر حذر باش از پردهدري و هتک حرمت مردم. همانا ما اهل بيت با کسي که از ما بريده و جدا شود ميپيونديم.
حديث 35
عن ابيالحسن الرضا عليهالسلام عن ابائه عن رسول الله صلي الله عليه و آله: ان الله عزوجل يبغض رجلا يدخل عليه في بيته و لا يقاتل. عيون أخبار الرضا 28:2
امام علي بن موسي الرضا عليهالسلام به نقل از پدران بزرگوار خود، از رسول خدا نقل ميفرمايد: حتما خداي عزوجل دشمن ميدارد کسي را که به زور به خانهاش وارد شوند، و او [در مقام دفاع برنيايد و] به جنگ برنخيزد.
حديث 36
عن ابيسعيد الخراساني قال: دخل رجلان علي ابيالحسن الرضا عليهالسلام، بخراسان، فسألاه عن التقصير؟ فقال لاحدهما وجب عليک التقصير لأنک قصدتني. و قال للاخر: وجب عليک التمام لانک قصدت السلطان. وافي 33:2، به نقل از الحياة 236:1
از ابوسعيد خراساني روايت شده که گفت: در آن هنگام که امام ابوالحسن الرضا عليهالسلام در خراسان بود، دو نفر به حضور حضرتش رسيده از نماز قصر (شکسته) سؤال کردند.
آن حضرت در پاسخ يکي از آن دو فرمود: بر تو واجب است که نماز را بطور قصر بخواني، زيرا به قصد ديدار من آمدهاي. و به ديگري فرمود: بر تو واجب است که نماز را بهطور تمام بهجا آوري، زيرا تو قصد سلطان را نمودهاي. [يعني سفر تو حرام بوده و در سفر حرام نماز بايد بطور تمام خوانده شود] .
حديث 37
عن عبدالله بن الصلت، عن رجل من اهل بلخ، قال کنت مع الرضا عليهالسلام في سفره الي خراسان، فدعا يوما بمائدة له، فجمع عليها مواليه من السودان و غيرهم، فقلت جعلت فداک، لو عزلت لهؤلاء مائدة فقال: مه! ان الرب تبارک و تعالي واحد و الأم واحدة و الأب واحد، و الجزاء بالاعمال.
عبدالله بن صلت از يکي از اهالي بلخ نقل قول ميکند، که من در مسافرت امام عليهالسلام به خراسان ملازم بودم. در يکي از روزها حضرت به سفرهاي که براي ايشان تدارک ديده بودند دعوت شدند. در اين هنگام حضرت تمامي غلامان سوداني و غير آنان را بر سر سفره با خود جمع کردند. [راوي ميگويد:] گفتم جانم به فداي شما، کاش شما بر سفرهي طعام از اينان کناره ميگرفتيد.
آن حضرت فرمود: ساکت باش! پروردگار تبارک و تعالي يکي است، و مادر يکي و پدر يکي و پاداش به سبب اعمال است .
حديث 38
عن الريان بن الصلت، قال: دخلت علي علي بن موسي الرضا عليهالسلام فقلت له: يابن رسول الله! الناس يقولون: انک قبلت ولاية العهد مع اظهارک الزهد في الدنيا. فقال عليهالسلام: قد علم الله کراهتي لذلک، فلما خيرت بين قبول ذلک و بين القتل اخترت القبول علي القتل. و يحهم! أما علموا ان يوسف عليهالسلام کان نبيا و رسولا، فلما دفعته الضرورة الي تولي خزائن العزيز «قال اجعلني علي خزائن الأرض اني حفيظ عليم». و دفعتني الضرورة الي قبول ذلک علي اکراه و اجبار بعد الاشراف علي الهلاک، علي اني ما دخلت في هذا الأمر الا دخول خارج منه، فالي الله المشتکي و هو المستعان. عيون أخبار الرضا 139:2
ريان بن صلت گويد: به حضور علي بن موسي الرضا عليهالسلام وارد شدم، و به حضرتش گفتم: اي فرزند رسول خدا! مردم ميگويند: تو با اظهار زهد و بيرغبتي به دنيا ولايت عهدي مأمون را پذيرفتي.
آن حضرت پاسخ داد: خدا ميداند که از اين مقام کراهت دارم و ناخشنودم، ولي چون بين قبول آن و کشته شدن مرا مخير کردند قبول وليعهدي را [با شرايطش] بر قتل انتخاب کردم. شگفتا از آنان! آيا ندانستند که يوسف عليهالسلام پيامبر و فرستادهي خدا بود، [با وجود اين] چون ضرورت امر او را به توليت و سرپرستي گنجينههاي عزيز مصر واداشت « [به ملک مصر] گفت مرا به خزانهداري کشور منصوب گردان که راستي من نيکو نگاهدار [اموال] و دانا [به مصارف آن] هستم».
همچنين ضرورت [و اقتضاي اوضاع] مرا به قبول اين منصب - با وجود نپسنديدن و مجبور بودن - واداشت، آن هم بعد از آنکه مشرف به هلاک بودم. با همه اينها در اين امر داخل نشدم مگر همانند کسي که از آن بيرون ميرود [يعني دخالت در کارها نميکنم] . پس به خدا شکايت ميکنم و اوست [بهترين دادرس] که از وي ياري طلبند.
حديث 39
عن الحسن بن علي الوشاء قال سمعت اباالحسن الرضا عليهالسلام يقول:
ان لکل امام عهدا في عنق اوليآئه و شيعته، و ان من تمام الوفآء بالعهد و حسن الأداء زيارة قبورهم. فمن زارهم رغبة في زيارتهم، و تصديقا بما رغبوا فيه کانت ائمتهم شفعاءهم يوم القيمة. عيون أخبار الرضا 261:2
حسن بن علي وشاء گويد از حضرت رضا عليهالسلام شنيدم که ميگفت: همانا هر امامي را پيماني در گردن دوستانش و شيعهاش ميباشد، و از جملهي وفاي به عهد و نيکو بجا آوردن پيمان، زيارت قبرهايشان ميباشد. پس کسي که امامان را مشتاقانه زيارت کند، و به آنچه مورد درخواست و رغبت آنان است تصديق داشته باشد، امامانش در روز رستاخيز، شفيع او خواهند بود .
حديث 40
عن عبدالسلام بن صالح الهروي قال: سمعت الرضا عليهالسلام، يقول: اني ساقتل بالسم مظلوما، و اقبر الي جنب هارون، و يجعل الله تربتي مختلف شيعتي و اهل محبتي، فمن زارني في غربتي و جبت له زيارتي يوم القيامة. والذي اکرم محمدا صلي الله عليه و آله بالنبوة، و اصطفاه علي جميع الخليقة، لا يصلي احد منکم عند قبري رکعتين، الا استحق المغفرة من الله عزوجل يوم يلقاه. والذي اکرمنا بعد محمد صلي الله عليه و آله بالامامة و خصنا بالوصية، ان زوار قبري لاکرم الوفود علي الله يوم القيامة، و ما من مؤمن يزورني فتصيب وجهه قطرة من الماء، الا حرم الله تعالي جسده علي النار. عيون أخبار الرضا 226:2
عبدالسلام بن صالح هروي گويد: شنيدم حضرت رضا عليهالسلام ميفرمود: به زودي مرا مظلومانه با زهر خواهند کشت و در کنار قبر هارون دفن خواهند کرد. خدا قبر مرا محل آمد و شد شيعيان و دوستدارانم خواهد کرد. هر کس مرا در غربت (و دوري از وطنم مدينه) زيارت کند، بر من است که روز قيامت به ديدار او بروم. سوگند به خدايي که محمد صلي الله عليه و آله را با پيامبري بزرگ گرداند و عظمت بخشيد و او را بر همگان برگزيد، هر کس از شما کنار قبر من دو رکعت نماز گزارد، روز قيامت سزاوار مغفرت خداي عزوجل خواهد بود.
سوگند به خدايي که ما را به امامت بعد از محمد صلي الله عليه و آله عظمت بخشيد، و به جانشيني پيامبر اختصاص داد، زائران قبرم در روز رستاخيز گراميترين وارد شونده بر خدا خواهند بود. هر مؤمني که مرا زيارت کند و قطره اشکي بر رخسارش روان گردد، خدا پيکرش را بر آتش دوزخ حرام کند.
[1] چون حالات رواني انسان متغير است، امام ضمن تأييد بروز چنين احوالي، راهنمايي ميفرمايند که هنگام آمادگي روحي و کشش قلبي انسان بايد فرصت را غنيمت شمرد و بيشتر به عبادت و معرفت اندوزي بپردازد، و در حال سستي و دلگيري - براي اعمال مستحب و نه واجبات - خود را به تکلف و زحمت نيندازد.
[2] تأکيد زيادي به خواندن هر روزهي کلام الله وارد شده است، حضرت مقدار آنرا پنجاه آيه تعيين ميفرمايند.
گنبدطلایی امام رضا