رضاي رضا
رضاي رضا
سگم پاسبان سر کوي دوست
ز مهرش مرا پر رگ و پيه و پوست
علي بن موسي امام مبين
که نزدش ز حق رازهاي نکوست
سليل نبي مهتر شيخ و شاب
که گلزار دين را از او رنگ و بوست
غياث ملل پيشواي امم
خداي جهان را يد و عين و روست
امانالوري رهبر دين را از او
که مخصوص لطف و عنايات هوست
ولي خدا آن که دين را از او
بسي عزت و شوکت و آبروست
گرفته است صيت علوش جهان
چو جدش پيمبر به خلق و به خوست
عطايش به بارش چو ابر بهار
به هر شهر و هر مملکت کو به کوست
چه قهر و بلا و چه لطف و عطا
به ما آنچه او ميپسندد نکوست
مرا از جهان و از اين و از آن
رضاي رضا بهترين آرزوست
به اين سگ اگر لطف کرد و کرم
نباشد عجب چون کرم کار اوست
4 ربيعالثاني 1419 ه. ق / مشهد مقدس
+ نوشته شده در جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 20:8 توسط محمدرضا
|
گنبدطلایی امام رضا