امتداد دلپذير خورشيد
امتداد دلپذير خورشيد
در سوگ غروب خورشيد
پيامبر اکرم و دو فرزند بزرگوارش
- در بيروزترين شب مردگاني پدران ما
مردي آمد و بر آستانهي انتظارش ايستاد
و جامهاي پياپي خورشيد را در کامهاي تاريک ريخت
- از روزن تنگ خاطرات قرنها ...
چشم جستجو گشودهام
به تماشاي قامت بلند آن مرد
آن سوي روزگاري دور و نزديک
- چون جنين کوچکي از زهدان پير توهم
از پشت پردههاي تاريک ناپختگي
گوش اشتياق سپردهام
به صداي پاي حقيقت
- مردي آمد و بر آستانهي انتظار تاريخ ايستاد.
با آينهاي پيش روي هر چه شايستگي پنهان
با چراغي پيش پاي هر چه عزيمت آشکار
- ريسمان خداوند بود
براي توفان زدگان و کشتي شکستگان درياي بيساحل
تا هر تمناي نجات را به امان برساند
و در آشفتگي دروغها
در ازدحام دوروييها
در هياهوي نيرنگها و فريبها
گمشدگان را به صادقترين حقيقت برهاند
و با آخرين پيامبر خداوند فرصت بهانهجويي و اعتذار از همگان بستاند.
- آخرين پيامآور خداوند
علت آفرينش
دليل خلقت
بهانهي وجود
برخاست و بر زمين نشست
فرياد زد و خاموش شد
درخشيد و تابيد و طلوع کرد و ...
فروخفت
ايستاد
و آنان که برگ و بار قامت بلندش را تحمل نميتوانستند
تيغ کشيدند و تير افکندند
بانگ زد
و آنان که هشدار آسمانياش سکون مرگبار
غفلتشان را بر ميآشفت
دروغ ساختند و تهمت پرداختند.
- درخشيد و روشني بخشيد
و آنان که نور تابناک نام و نامهاش
در تاريکي مغارههاي جهالتشان
سيلاب بيداري جاري ميکرد
پيش روي خورشيد گونش ديوار کشيدند
- اين قامت بلند از همان روزگار
مکرر بر ميخيزد و مکرر مينشيند
خورشيد در امتداد دلپذير خود
از محمد مصطفي تا حسن مجتبي و علي بن موسي الرضا
همچنان ميتابد
خورشيد مصطفوي
افق آغاز بعثت را روشن ساخت
و در افق بيست و سومين سال غروب کرد
خورشيد مجتبوي
در افق پنجاه و سومين سال درخشيد
و ... باز هم به سرخي غروب نشست
و خورشيد رضوي
در افقي ديگر از تاريخ گران اسلام
درخشيد و فروخفت
اينک خورشيد مهدوي در افق «زمان» ميدرخشد
و از پشت ابرهايي که بر مدينه و طوس سايه افکندهاند
هم بر غربت مسجدالنبي و بقيع ميتابد
و هم بر جبروت طوس پرتو ميافکند
- ريسمان الهي همچنان در دسترس است
و خورشيد همچنان نور و گرما ميبخشد
هر که را به نواي دل يا به نداي زبان
هر که را به قواي جسم و جان
دست ادب بر سينهي ارادت بگذارد
و کبوتر عشق و دلبستگي
به طواف گنبد سبز مدينه
و غربت سرخ بقيع بفرستد
يا آهوي بيپناهي خود را به دارالامان طلايي طوس روانه کند
با سلام از عشق
و صلوات و درودي از احترام
گنبدطلایی امام رضا