سوگند به ماه
سوگند به ماه
پرواز مرغ سلام بر گنبد جلال معصومه عليهاالسلام
- والقمر اذا تليها ...
سوگند به خورشيد و پرتو افشانياش
و سوگند به ماه، چون در پي او روان گردد
- وقتي خداوند
عنان امر دنيا و آخرت ما مردمان اين سوي خاک را
به آن سوي آسمان سپرد
خورشيد درخشان مدينه را از شب تاريک طوس برآورد
و شاهد روز در افق مشهد از جمال خود نقاب برگرفت
- هر خورشيد را ماهي بايست
و ماه خورشيد خراسان در شام قم درخشيد
موسي بن جعفر در زندان تاريک جسماني نشست
تا روزگاري بندگي از اسارت جان برخيزد
و از سفرهي تاريک تنعم مادي برخاست
تا قرنها زندگي بر سفرهي روشن معنا بنشيند
و اين گنبد طلايي صفحهاي است
براي تماشاي خستگيها و رنجهاي فرزندان او
از خورشيد خراسان و ماه قم
تا چراغ روشن احمدي در شيراز
که چون دست ولايت بر سر بيسامان اين سرزمين گرفتند
ماه تابناک قم، آشيان آلمحمد را روشن ساخت
- از تبار انتظار و اميدم
و فرزند قرنها تلخکامي پدران و مادران اين خاک
که دست کرامت و بزرگواريات پاي توسل و تولايم را به آستان بهشتيات گشود
و چهر عنايت و مهربانيات دل نابينايم را گشاد
بانوي ماه
بانوي آسمان و آب
خاتون خورشيد
چشمي بر تيره روزي و سياهکاريام فرو ميبندي
و چشمي به اميد و آرزويم ميگشايي
دست جبران بر کوتاهيها وناتوانيهايم بر ميآوري
و پاي حيران از راه بيچشم و چراغم در ميبري
روي خشک و بيآب به چشمهي اشکتر ميکني
و به جام نام خويش آبرويم ميبخشي
چشم سياهم به سپيدي درگاه خويش ميگشايي
و در ضيافت نور و شور
ميهمان جلوههاي تازه ميسازي
- خاتون ماه
حرم خورشيد
چشم ميگشايم به گنبد طلايي تو
و هر بار تصويري در قاب تصورم مينشيند
هر بار رنگ تخيل نقشي بر پردهي نگاهم ميزند
يک بار نگاه ميکنم ... و ميبينم
نشانهاي که خداوند براي مسافران آسماني آشيان محمديان گذارده است
تا فرشتگان در ازدحام وفود راه درگاه تو را آسانتر بيابند
چشم ميگشايم به گنبد و گلدستهات ... و ميبينم
تنديسي از سري فروافتاده به احترام
و دستاني برآمده به تمنا
فرماني براي زائران آستانت
تا سر به تجليل ناموس خداوند فروافکنند
و دست به تضرع و توسل فراآورند
چشم ميگشايم به گنبد طلايي تو ... و ميبينم
«کساء» را که هماره بر نيکبختي تار و پودش حسرت خوردهام
و چون همهي نامحرمان از ميهماني آسمانياش محروم بودهام
و خداوند امروز آن را بر سر همهي زائران تو انداخته است
اگر آن روز در مدينه
تنها پنج تن ميهمان آن تن پوش يمني بودند که مادرت نگين حلقهاش بود
و جبرئيل به بهانهي فرود آوردن وحي از خداوند
اجازهي حضور در زير آن خواست
امروز کساء طلايي حرم مبارکت بر سر همهي کساني است
که دست احترام بر سينهي ادب ميگذارند
و پاي طلب در سراي باصفايت مينهند
و هر که حسرت همراهي اهل کساء را دارد
ميتواند به بهانهي باز خواندن وحي
از خداوند اجازهي حضور در زير اين کساء را بخواهد
و به تحسين اين تقدير زيباي نظام آفرينش
در زير اين کساء کنار سفرهي احسان تو بنشيند
و در زير باران معنا سر و روي جسم و جان را شستشو دهد
چشم ميگشايم به گنبد طلايي تو ... و ميبينم
آينهاي پيش روي قبلهي خراسان
تا از انعکاس نور درخشانش
زنگار رخسار تماشاگران فروريزد
و از تابش پرتوهاي اين گنبد طلايي
سياهي روي زرد نگرندگان به سپيدي عزت و آبرو باز گردد
چشم ميگشايم به گنبد و گلدستهات ... و ميبينم
خداوند براي ما اسيران تجسم و تجسد
که با ادبيات ماده سخن ميگوييم و جز زبان رنگ و مقدار نميفهميم
نشان طلاي بندگي را به رتبهي نخست تو بخشيده
و نشانهي مقصد را براي مسافران جادهي مقصود خود بر نشانده است
چشم ميگشايم به گنبد طلايي تو ... و ميبينم
خشت خشت دلهاي صيقل خوردهي بستگان
کرامت تو را
که در هم نشستهاند
و شاهکار بندگان عنايت را بر ساختهاند
چشم ميگشايم و ميبينم
گنبد طلايي تو صحن بهشت است و سقف حرم
پايان جستجو و آغاز عزيمت
نقطهي شروع مسابقهي معرفت
که هر کس را به اندازهي ظرف او پاسخ ميگويد
«فسالت او دية بقدرها»
گنبد حرم مبارک تو
امروز
دفتر ثبت نام است
تا هر کس به امضاي چشم اشکبار و اميدوار
نام دل در صفحهي طلايي آن بنويسد
براي فردا
که هر زائر ظاهر را
در باطن زيارتگاه خود فراميخوانند
«يوم ندعو کل اناس بامامهم ...»
- بانوي ماه
چون هميشه با همان چشم پاک
که بر ناپاکي اين بندهي سياه خويش ميبندي
چون هميشه با همان چشم اميدوار
که بر پريشاني اين مسافر خسته ميگشايي
ثبت نام اين چشم اشکبار را
بر صفحات نوراني گنبد خويش پذيرا باش
- ... و لا جعله الله آخر العهد
خدايا ! اين ديدهي گريان را از تماشاي اين بهشت دلپذير محروم مساز
خدايا ! اين پنجرهي گشوده را بر تفرج اين آسمان دلگشا مبند
خدايا ! اين گنبد طلايي
نشان سربلندي و شکوه بارگاهي پنهان است
که همچنان از غربت مدينه در حجاب انتظار مانده
اين عزت و شکوه دخترانه را
به بلنداي نام مادر نگهدار
خداوندا !
مباد پرندهي اين نگاه خسته
آخرين مرغي باشد که از اين قفس
به آن آسمان رهايي ميگريزد
و در اوج گشايش گنبد طلايي آن حرم قرار ميگيرد
چنين مباد ...
گنبدطلایی امام رضا