سكوت مامون در برابر اهانت‏ به امام


از ديگر برخوردهاى رياکارانه مامون نسبت ‏به امام رضا عليه السلام پس از ولايتعهدى اين بود كه اگر كسى به امام اهانت مى‏كرد، نه تنها پرخاشگر را مورد تنبيه قرار نمى‏داد، بلكه با سكوت خود او را تشويق به اهانت ‏بيشترى مى‏كرد.

على بن محمد بن سيار از پدرانش نقل كرده: «وقتى كه بيعت گرفتن براى امام رضا عليه السلام تمام شد، باران كم شد. مردم كمى باران را در اثر اين ولايت‏ عهدى پنداشتند. مامون از امام خواست تا نماز استسقاء بخواند. حضرت در پاسخ فرمود: رسول الله صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم كه مى ‏فرمود فرزندم تا روز دوشنبه صبر كن و آن‏ گاه جهت نماز استسقاء به بيابان بيرون شو كه خداوند براى آن‏ها باران خواهد فرستاد و به مردم هم اطلاع ده تا بيشتر از فضل و عظمتت و جايگاهت نزد خداوند با خبر شوند.

پس حضرت روز دوشنبه از خانه خارج گشت و پس از نماز و دعا از خداى خواستند كه باران رحمت را بر مردم فرو فرستد اما تا موقع رفتن به خانه‏هايشان بارش نكند و از منبر پائين آمد و به خانه برگشت. همين كه مردم به خانه‏هاى خود رسيدند، بارش باران شروع شد. از اين كه آثار كرامت و عظمت امام را مى‏ديدند، بسيار خوشحال شده بودند.

پس از اين جريان، امام بر مامون وارد شد، شخصى به نام «حميد بن مهران‏» زبان بدگويى گشوده و به ساحت مقدس امام رضا عليه السلام اهانت كرد و گفت: «تو از حد خود تجاوز كرده و مردم را فريب دادى. اگر راست مى‏گويى، از اين دو صورت شيرى كه بر مسند مامون نقش بسته بخواه تا مرا بگيرند. حضرت در خشم شده و فرياد زد، اين مرد فاجر را بگيريد و او را بدريد و چيزى از آثارش نگه نداريد. يك مرتبه اين دو صورت شير به دعاى امام عليه السلام به دو شير درنده تبديل گشته، حميد را گرفته، پاره ‏پاره كردند و خوردند. اين جا بود كه مامون از ترس و وحشت از هوش رفت و پس از آن كه به وسيله گلاب وى را به هوش آوردند، آن دو شير (به زبان اشاره) از امام پرسيدند كه درباره مامون چه دستورى مى‏دهيد؟ آيا او را هم به صاحبش ملحق كنيم؟ حضرت فرمود: خير، به سر جاى خود برگشته و همان‏گونه كه بوديد باشيد.

براي دانلود فايل pdf مقاله اينجا را كليك كنيد .