اصل مالکيت

مالکيت حقيقي

امام رضا (عليه‏السلام): 

... اذ کان (الله تعالي) المالک للنفوس و الأموال و سائر الأشياء الملک الحقيقي و کان ما في أيدي الناس عواري... [1] . 

... خداوند مالک حقيقي مردمان و اموال و ديگر چيزهاست، و آنچه در دست مردم است، عاريت است...

مالکيت، در طول تاريخ، از سرچشمه‏هاي اصلي فساد، بيدادگري، درگيري و تضادهاي اجتماعي بوده است؛ زيرا انسان، کانون نياز و احتياج است و نيازها با کالاها و اموال برآورده مي‏شود و در اختيار داشتن و مالکيت مال و کالا، آسايش و آرامش انسان را تأمين مي‏کند. طبقاتي که به «داشتن» هاي فراواني دست بيابند، مي‏توانند نيازهاي خود را به صورت کامل برطرف سازند، و در برابر احتياجات احتمالي آينده تأميني بسنده داشته باشند.بدينسان نقش اساسي مال و مالکيت در زندگي انسان آشکار مي‏گردد. 

به دنبال پيوند ناگسستني وضع نيازمنديها با مالکيت، حس فزون‏طلبي انسان رخ مي‏نمايد. از اين‏رو، به ذخيره‏سازي و انباشتن ثروت و گردآوري کالاها و مواد و اموال مي‏پردازد، و براي داشتن‏هاي زياد و گسترش قلمرو مالکيت، به کوشش برمي‏خيزد، و هر راهي را براي رسيدن به اين مقصود مي‏پيمايد، و از هر گونه مانع و محدوديتي سرباز مي‏زند، و عوامل و زمينه‏هايي را مي‏جويد که دستيابي به داشتن بيشتر و افزون‏تر را ممکن سازد. 

بدين جهت، ريشه‏ي فتنه‏ها و مشکلات و بي‏عدالتي و نابساماني و نيازمندي در زندگي انسان، از مالکيت برمي‏خيزد، مالکيتي که مرز و حد و قانون و شرع نشناسد، و با احساس فزونخواهي و قدرت طلبي انسان آميخته گردد، و بخشهاي عظيمي از مواد و ثروت جامعه را از راههاي نامشروع، ويژه‏ي خويش سازد. درست انديشيدند کساني که گفتند: انسان بايد از پرستش بت «درهم و دينار (سيم و زر) نيز بپرهيزد، و از قيد اسارت مالي آزاد گردد، و احساس فزونخواهي و آزمندي و حرص او مهار شود، و از بند داشتن‏هاي افراطي و نداشتن‏هاي تفريطي نجات يابد، تا انسانيت او بشکفد و استعدادهايش به فعليت درآيد. 

اصل مالکيت - به عنوان يک قانون پايدار براي حفظ جامعه و انسان - ضرورت دارد و اصلي انکار ناپذير است، بگونه‏اي که تعلق و بستگي برخي از اشيا به انسان، طبيعي و بر پايه‏ي اصلي فطري است، ليکن همين اصل، اگر در چهارچوب شرع و قانون محدود نگردد، و با ميزان عدالت مشخص نشود، سرچشمه‏ي بدبختيها، نابسامانيها، و ويرانگريهاي فراوان مي‏گردد، و بسياري از انسانها را از حق فطري خويش نيز محروم مي‏سازد. 

در انديشه‏ي الهي امام رضا (عليه‏السلام)، مالکيت حقيقي ويژه‏ي خداوند است و مردمان در داشتنها اصالت ندارند و مالک حقيقي نيستند؛ بلکه آنچه را در دست دارند و به ظاهر مالک آن هستند، به عنوان عاريت به آنان داده شده است تا براي گذران زندگي، از آنها - بصورت مشروع - بهره ببرند، چنان‏که در کلام بلند پايه‏ي آن امام بزرگ در آغاز فصل ديديم. 

نفي مالکيت حقيقي از انسان، و معرفي مالک حقيقي، نقشي اصولي در کار بهره‏برداري از اموال و کالاها دارد، و از هدف شدن مال و مال‏پرستي مانع مي‏گردد، و ناديده گرفتن حقوق مالي را از ميان مي‏برد، و بطور کلي بينش انسانها و شيوه‏ي عمل آنان را در مسائل مالي، به راه درستي هدايت مي‏کند، و از هر گونه بي‏تعهدي و خودمحوريهاي سودپرستانه در مسائل مالي مانع مي‏گردد. همچنين، اين بينش توحيدي، در سياستگذاري اقتصادي در نظام مالي جامعه نيز تأثيري ژرف دارد، و محور اصلي سير مال و گردش ثروت را مشخص مي‏سازد، و راه را به روي استفاده‏هاي افراطي فردي و محروميت‏هاي دسته ‏جمعي سد مي‏کند. 

 

مالکيت مجازي

امام رضا (عليه‏السلام): 

... و انهم (الناس) مالکون مجازا لا حقيقة له، و کل ما أفاده الناس فهو غنيمة.... [2] .

... مردمان مالک مجازي (عاريتي) هستند که مالکيت آنان حقيقتي ندارد، و همه‏ي آنچه را از راه سود به دست مي‏آورند در حقيقت غنيمت است... 

انسانها همه در بهره‏برداري از طبيعت و مواهب آن، جنبه‏ي وکالت، امانت‏داري، خلافت و جانشيني دارند، و مي‏توانند در حد وکيل در اموال و اشيا تصرف کنند و از آنها بهره ببرند. آنچه مردم از راه مبادلات و صنايع و فعاليت و کار به دست مي‏آورند و از خوان طبيعت برمي‏گيرند، در حقيقت غنيمت و فضل و بخشش الهي است که به آنها مي‏رسد. 

در آيه‏اي که مالکيت انسان ذکر شده، مالکيت اشخاص را استخلافي (جانشيني) و نيابتي و وکالتي معرفي کرده است: 

«... و أنفقوا مما جعلکم مستخلفين فيه...: [3] . 

از آن چيزها و اموالي که خداوند شما را به نيابت مالک آنها قرار داده است، به ديگران بدهيد». 

تعبير «استخلاف: نيابت و جانشيني»، نوع مالکيت انسان را روشن مي‏سازد. 

محدث بزرگوار، فيض کاشاني، ذيل اين آيه مي‏گويد: 

«خداوند شما را در اموال نايب و خليفه‏ي خود قرار داده است، پس در حقيقت مالک اوست نه شما». [4] . 

اين اصل نيز (اصل جانشيني و نيابت در اموال)، در مسائل اجتماعي تأثيري ژرف و بنيادي دارد، اگر درست آموزش داده شود، و در قانون‏گذاري و برنامه‏هاي مالي مورد توجه باشد. 

 

مالکيت اجتماعي

امام رضا (عليه‏السلام): 

اعلم... ان حق الاخوان واجب فرض... و أبذلوا النفوس و الأموال دونهم... و مؤاساتهم و مساواتهم في کل ما يجوز فيه المساواة و المؤاساة... [5] . 

بدان!... که حق برادران واجب و فرض است از خود و اموالتان براي آنان سرمايه‏گذاري کنيد، و در هر چيز که مساوات و برابري رواست با آنان به برابري و مساوات رفتار کنيد... 

مالکيت حقيقي خداوند و «مال الله» بودن تمام اموال و اشيا - حتي نفوس و انسانها - تعميم بهره‏برداري را اثبات مي‏کند؛ يعني همگان چون خلق خدا و «عيال الله» هستند (طبق تعبير احاديث)، بايد از مواهب الهي و از خوان گسترده‏ي خداوندي بهره ببرند، و همه‏ي نيازمندان نيازشان را برآورند. 

بنابراين، «مال الله» بودن، با «مال الناس» بودن رابطه دارد، و جريان الهي مال در جامعه و نظريه‏ي «خدا مالکي»، بضرورت جرياني است مردمي؛ زيرا که «مال الله»، «مال الناس» است و اموال و اشيا وسيله‏اي براي بهره‏برداري عموم انسانها حتي جنبندگان قرار داده شده است، و هدف از خلقت خود آنها يا مواد و منابع آنها، رفع نياز همه‏ي مردم است. همچنين اين اصل اسلامي، هر گونه انحصارطلبي و ويژه ساختن بخشهايي از منابع ثروت و امکانات درآمد را به طبقه‏اي خاص مردود مي‏شمارد، و مالکيتهاي آزاد و نامحدود را رد مي‏کند، و مسئوليت بزرگ افراد را در برابر جريان مال مشخص مي‏سازد، و همگان را در برابر کيفيت و کميت بهره‏برداري از اموال مسئول مي‏شناسد. 

 

مالکيت فردي

امام رضا (عليه‏السلام): 

من شهد علي مؤمن بما يثلمه او يثلم ماله او مروءته، سماه ‏الله کاذبا و ان کان صادقا و ان شهد له بما يحيي ما له او يعينه علي عدوه او يحقن دمه سماه الله صادقا و ان کان کاذبا. [6] . 

آنکس که به زبان مؤمني شهادتي بدهد که مايه‏ي بدنامي او باشد، يا به مال و اعتبار او زيان رساند، خداوند او را دروغگو بنامد گر چه او راستگو باشد. و اگر گواهييي داد که مال او حفظ گردد، يا در برابر دشمن او را ياري کند يا خون او حفظ شود، خدا شهادت دهنده را راستگو بنامد؛ گر چه 

دروغگو باشد. 

مالکيت فردي، از حقوق طبيعي و فطري انسان است (با توجه به مفهوم حقيقي مال و ملک). انسان از نيروي مادي و معنوي خود کمک مي‏گيرد و با تغيير شکل مواد طبيعت، کالايي را مي‏سازد، يا از معادن استخراج مي‏کند. اين کالا مورد ميل و رغبت و نياز مردم قرار مي‏گيرد و ارزش پيدا مي‏کند و مال و ملک به حساب مي‏آيد. اين مال و ملک، در حقيقت بخشي از تلاش آدمي و همان نيروي انسان است که در خارج تجسم يافته است، و انسان حق پيدا مي‏کند که محصول کار و کوشش خود را در اختيار داشته باشد و از هر گونه تجاوز و دستبرد به آن مانع گردد. نظام اجتماعي نيز بايد اين حق طبيعي را براي هر فرد به رسميت بشناسد و نگهبان و پاسدار آن باشند. 

اين مالکيت، اگر از انسان گرفته شود، در حقيقت اختيار انسان ناديده گرفته شده و شخصيت او نفي گرديده است. 

شرع نيز به اين اصل طبيعي و حقوقي توجه کامل دارد، و آن را در نظام اقتصادي خويش، محور و اصل قرار داده است، و تمام مبادلات و معاملات و کارهاي اقتصادي را بر آن استوار ساخته است. هر گونه تجاوز به حريم مالکيت فرد و غصب و سرقت مال مردمان، جرم به حساب آمده است. 

در تعاليم والاي امام رضا (عليه‏السلام) تجاوز به حق مالکيت و سرقت اموال، عامل فساد مالي و کشتار انسانها شمرده شده است. 

امام رضا (عليه‏السلام): 

... سرقت تحريم شد چون مايه‏ي فساد اموال و کشتن مردمان است، و به اين علت که دست‏درازي و غصب اموال ديگران موجب کشتار و درگيري و حسدورزي است، و اينها مردم را به رها کردن داد و ستد و کسب مال از راه صنعت و کار فرامي‏خواند؛ زيرا (در صورت تجاوز به مال ديگران)، هيچ کس نسبت به مالي که به دست آمده است، از کس ديگر اولويت ندارد». [7] . 

حق مالکيت در نظر امام (عليه السلام) تا بدانپايه اهميت دارد که انسان در دفاع از اين حق، مي‏تواند تا مرز شهادت پيش برود، و اگر در راه حفظ مال خويش کشته شود شهيد به حساب مي‏آيد. يعني کارگر يا کشاورز يا کاسبي که براي جلوگيري از تجاوز به مال خود کشته مي‏شود، شهيد محسوب مي‏گردد. 

امام رضا (عليه‏السلام): 

و من قتل دون ماله فهو شهيد: 

آن کس که براي حفظ مال خويش کشته شود، شهيد است. 

 

[1] مستدرک الوسائل 552:1؛ الحياة 68:3.

[2] مستدرک الوسائل 552:1.

[3] سوره‏ي حديد(57):7.

[4] تفسير صافي 133:5.

[5] بحار 226:74 و 227؛ الحياة 445:6.

[6] غوالي اللئالي 314:1 و 315 - چاپخانه‏ي سيد الشهدا (عليه‏السلام)، قم - ايران :1304 قمري.

[7] عيون اخبار الرضا «عليه‏السلام» 97:2.