حدود و شرايط مالکيت
حدود و شرايط مالکيت
اصل محدوديت
امام رضا (عليهالسلام):
... اذا فعل الناس هذه الأشياء (المنهيات)، و ارتکب کل انسان ما يشتهي و يهواه، من غير مراقبة لأحد، کان في ذلک فساد الخلق أجمعين... [1] .
زماني که مردم به کارهاي ممنوع دست زدند، و هر کس هر چه دلش خواست کرد، بدون اينکه کسي نظارت کند، (در اين صورت) مردم همگي به فساد و تباهي دچار ميگردند.
در مالکيت دو نظريه است:
>آزادي در مالکيت (ليبراليسم اقتصادي)
>محدوديت در مالکيت
آزادي در مالکيت (ليبراليسم اقتصادي)
در پناه اين نظريه، هر انساني در شيوههاي دستيابي به مال و گردش ثروت، توليد، نرخگذاري و توزيع و مصرف، آزاد است. انسان در فعاليتهاي اقتصادي، آزادي دارد که از هر راه ميخواهد پول در آورد، هر چه ميخواهد توليد کند، و به هر قيمت ميخواهد بفروشد، و بر هر شکل - درست يا نادرست - براي کالاي خود تبليغ کند و در هر راه و به هر اندازه که ميخواهد مصرف کند، هر چه ميخواهد داشته باشد و تا هر اندازه ميخواهد در ثروتاندوزي پيش برود. در اين امور، محدوديت و ممنوعيتي ندارد. اين نظريه (ليبراليسم اقتصادي)، شيوهي سرمايهداران و جامعههاي سرمايهداري است. در سايهي اين شيوهي، مالکيتهاي بزرگ و کلان پديد ميآيد، و بيگمان، جامعه را به دو طبقهي سرمايهدار و محروم تقسيم ميکند.
محدوديت در مالکيت
در پرتو اين نظريه، انسان در کارهاي اقتصادي و شيوههاي توليد و توزيع و مصرف، محدود است و بايد در چهارچوبهاي مشخص و معيني که قانون و شرع آنها را تعيين ميکند، و به صلاح حال افراد و جامعه است، گام بردارد. افراد در اين نظام از هر راه و هر طور خواستند نميتوانند به ثروت دست يابند و مالاندوزي کنند، و هر کار را نميتوانند انجام دهند، و هر کالايي را نميتوانند توليد کنند، و کالا را به هر قيمت که خواستند نميتوانند بفروشند در نظام توزيع نيز بايد در چهارچوب عدالت اجتماعي و برابري انسانها عمل شود، و کالاهاي توليد شده را به همگان برسانند و در دسترس عموم قرار دهند. در نرخگذاري نيز بايد جانب عدل و انصاف رعايت شود، و هيچگونه زيادهروي و ظلمي در کار نباشد.
در مصرف نيز محدوديت هست. بايد مصرف افراد، حتي در اموال شخصي، در حد لزوم و نياز باشد و هر کس از اسراف و زياده روي دوري گزيند و اضافه بر نياز را در دسترس جامعه قرار دهد، و بهاي آن را عادلانه دريافت کند.
در سخن الهي امام رضا (عليهالسلام) ديديم که آزادي انسان، به حدود صلاح حال خلق محدود گشته و رعايت جانب جامعه و وضعيت اجتماعي، منظور گرديده است، و عمل آزاد و دلخواهانه و بدون مراقبت و نظارت قانون و مجريان قانون، در داد و ستد و توليد و توزيع و مصرف، زيانمند و ممنوع شمرده شده است. از اينرو، کار و عمل اقتصادي نيز در اسلام، چون ديگر اعمال، به حرام، مباح، واجب و... تقسيم ميشود؛ و پس از رسيدگي، بسياري از شيوههاي پولسازي و کارهاي اقتصادي و روشهاي درآمد و مصرف - در اوضاع کنوني - حرام و ممنوع دانسته ميشود، و برخي جايز و مباح. توليد برخي کالاها که قوام و استواري نظام جلسه را موجب گردد، يا نياز همگان را برآورد، واجب شمرده شده است. بنابراين، شيوههاي درآمدي که در سيستم اقتصاد آزاد، و در جامعهي سرمايهداري رايج و مجاز است، از نظر امام رضا (عليهالسلام) ممنوع و محکوم است. در نظر امام رضا (عليهالسلام) شيوهي درآمد بايد در چهارچوب مقررات و قوانين سودمند به حال جامعه و مردمان محدود گردد، و هر فعاليت اقتصادي که به نوعي براي فرد و جامعه زيانآور باشد ممنوع شود.
در برابر اين نظريه - که همواره از طرف پيامبران اعلام و پيگيري ميشده است - نظريهي ثروتاندوزان خودسر و خودکامه است که هر کار و هر شيوه را در راه مالاندوزي روا و جايز ميدانند، و به هر کاري براي دستيابي به اين هدف دست مييازند. اين جريان در قرآن مطرح شده است:
... اصلوتک تأمرک ان نترک ما يعبد اباؤنا او ان نفعل في اموالنا ما نشاء.... [2] .
آيا همين نماز تو فرمان ميدهد ترا که ما خدايي را که پدرانمان ميپرستيدند رها کنيم و در اموال خويش چنانکه خواهيم تصرف نکنيم...
محدوديت در راههاي درآمد
امام رضا (عليهالسلام):
... و اجتناب الکبائر و هي قتل النفس التي حرم الله تعالي و أکل الربا بعد البينة... و البخس في المکيال و الميزان... و الاسراف و التبذير... و الخيانة...: [3] .
(از شرايط ايمان است) دوري از گناهان کبيره يعني کشتن انسان - که خداوند منع کرده است - و رباخواري پس از دليل (که اين مورد ربا است) و کم دادن و کاستن پيمانه و ترازو... و اسراف و ريخت و پاش... و خيانت...
در اين کلام، امام از گناهان کبيره سخن ميگويد: (يعني گناهاني که کيفر آنها سوختن در جهنم است) شيوههاي درآمد نامشروع و گردآوري ثروتهاي حرام نيز از کبائر شمرده شده است، و برخي از اين شيوهها را همسان بدترين گناهان چون آدمکشي ياد کرده است. آري کمفروشي، اسراف و ريخت و پاش، خيانت، درآمد از راه ربا، سود پول و... در کنار قتل نفس قرار گرفته است. چه فرق ميکند که انسان يکباره به حيات انساني پايان دهد، يا با مکيدن خون او و بريدن رگ حيات اقتصادي، وي را به کمخوني و مرگ تدريجي دچار سازد.[4] .
انفاق نيز که از برترين کارها شمرده شده و يکي از صور تصرف در اموال است، بايد در محدودهي ضوابط و محدوديتهاي شرعي صورت گيرد، و انسان متعهد نخست بايد بنگرد مالي را که ميخواهد انفاق کند از راه مشروع به دست آورده است يا نه؟ اگر از راه مشروع به دست آمده است انفاق کند، و گرنه انفاق در اموالي که از راههاي نامشروع و دور از مقررات دين به دست آمده باشد، ارزشي ندارد، بلکه بايد آنها را به صاحبانش برگرداند. در قرآن به صراحت اعلام شده است:
... انفقوا من طيبات ما کسبتم...: [5] .
انفاق کنيد از مالهاي پاکي که به دست آوردهايد...
و امام صادق (عليهالسلام) اين آيه را چنين تفسير کرده است:
امام صادق (عليهالسلام):
... کان القوم قد کسبوا مکاسب سوء في الجاهلية، فلما أسلموا أرادوا أن يخرجوها من أموالهم ليتصدقوا بها، فأبي الله تعالي الا أن يخرجوا من طيبات ما کسبوا:
مردم (در جاهليت) از راههاي ناهنجار (و غير مشروع) اموالي به دست آورده بودند. چون به اسلام گراييدند، خواستند تا آن اموال را از دارائي خود افراز کنند و آنها را صدقه دهند. خداوند اين را نپذيرفت، و انفاق را از درآمدهاي حلال و پاک روا دانست.
محدوديت سود در داد و ستد
امام رضا عليهالسلام):
ربح المؤمن علي أخيه ربا، الا أن يشتري منه شيئا بأکثر من مئة درهم، فيربح فيه قوت يومه، او يشتري متاعا للتجارة فيربح عليه ربحا خفيفا: [6] .
سود گرفتن مؤمن از برادر ديني خويش ربا است، مگر اينکه چيزي را به بيش از صد درهم بخرد. در اين صورت، به اندازهي خوراک روزانهاش سود دريافت ميکند؛ يا کالايي را براي فروش بخرد، در اين صورت سود اندکي از او ميگيرد.
در پرتو اين کلام، به محدوديت اصولي ديگري ميرسيم و آن، محدوديت در چهارچوب سودهاي تجاري و داد و ستدها است. داد و ستد و تجارت، در اصل و ماهيت مباح و مجاز است و کساني که کالايي را با کوشش و صرف وقت، در اختيار مصرفکننده قرار ميدهند، به مصرفکننده کمک کردهاند و شايستگي مزد و پاداش و به اصطلاح مقداري سود دارند؛ ليکن اين سودها بايد محدود باشد، و در چهارچوب قانون عدل و انصاف محدود گردد. شرايط و نوسانهاي اجتماعي و اقتصادي، نبايد موجب گردد که در روابط تجاري و خريد و فروش، پاي سودهاي کلان به ميان آيد، و نظام فاسد و ضد اجتماعي واسطهگري، بتواند در تنگناها و فشارهاي اقتصادي، سودهاي کلان به جيب بزند، و دست تودههاي مصرفکننده را به نام «جواز سود در معاملات» تهي سازد.
امام رضا (عليهالسلام) در اين سخن ميفرمايد: به اندازهي گذران زندگي (قوت يومه) سود ببرد، يا در مورد مال تجاري، سود اندک (ربح خفيف) داشته باشد. و رشد و افزايش ناموزون و زياد سود، در معاملات تجاري نباشد.
در اقتصاد سرمايهداري، سود، قاعده و هدف و اصل است، و جريان کالا، براي سرمايهداران، وسيله و ابزاري براي دستيابي به سود بيشتر است. ماهيت نظام سرمايهداري را سودهاي روزافزون و درآمدهاي افزايشي و زياد تشکيل ميدهد.
در اسلام، هدف اصلي، توزيع سالم کالا در جامعه و رفع نياز مردم و رعايت مصالح عمومي است.
آية الله شهيد دکتر محمد حسيني بهشتي ميگويد:
«از تتبع قسمت مهم رواياتي که از عصر پيامبر (اکرم صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه (سلام الله عليهم اجمعين) در زمينهي آداب تجارت داريم، به خوبي در مييابيم که يک کاسب داراي اخلاق اسلامي و ملتزم به مباني اسلام، سودي که در کسب براي خود در نظر ميگيرد، معادل حق الزحمهاي است که عادلانه باشد؛ ولي کاسبي که علاوه بر اين بخواهد اصل سرمايهي او که از نظر اقتصادي عقيم و نازا است، براي او معجزه کند، و فرزند داشته باشد، فرد غير منصفي است، و در اين زمينه در معيارهاي اسلامي ترديدي نيست... ما از آيهي «احل الله البيع و حرم الربا» تا حد سود معقول، حق الزحمهي فروشنده را ميفهميم، و بيش از اين از نظر ماهيت اقتصادي، نوعي ظلم است، و هيچگونه تفاوتي با ربا ندارد...» [7] .
آية الله شهيد سيد محمدباقر صدر نيز ميگويد:
«اين منع قاطع امام (در عهدنامه مالک اشتر) از احتکار، به معناي خواست شديد اسلام نسبت به از ميان بردن سودهايي است که بر اساس قيمتهاي ساختگي استوار است، و در جريان احتکار سرمايهداري پديد ميآيد. سود پاک
(مشروع) سودي است که از راه بهاي واقعي مبادله کالا به دست ميآيد. و اين قيمتي است که بر اساس سود کالا و مقدار قدرت طبيعي و خارجي آن به دست ميآيد، با دور افکندن جريان کميابي ساختگي که سرمايهداران و بازرگانان محتکر با تسلط بر جريان عرضه و تقاضا آن را ايجاد ميکنند». [8] .
نيز ايشان در کتاب گرانقدر «اقتصادنا» در اين زمينه تحليلهاي ارزندهاي دارد که فرازهايي از آن را در اينجا ميآوريم.
«بدينسان، فروش براي خريد (براي برطرف کردن نيازها)، به فروش براي انباشتن پول تحول يافت. [9] .
کلام امام رضا (عليهالسلام) از قرآن گرفته شده است. قرآن، دربارهي تجويز سودهاي تجاري چنين گفته است:
«لا تأکلوا أموالکم بينکم بالباطل الا ان تکون تجارة عن تراض منکم و لا تقتلوا أنفسکم... [10] .
اموالتان را در بين خود بناحق مخوريد، مگر داد و ستدي باشد با رضايت شما (خريدار و فروشنده)، و خودهاتان را مکشيد...»
در اين آيه، رضايت خريدار و فروشنده شرط شده است، و در صورت گرانفروشي و سودهاي زياد، رضايت فروشنده حتما وجود ندارد.
در آغاز فصل «اصل محدوديت»، سخني از امام رضا (عليهالسلام) آورديم که اگر کنترل و محدوديتي در کارهاي اقتصادي و غير اقتصادي انسانها نباشد، جامعه به تباهي کشيده ميشود، و همگان به فساد دچار ميگردند. از نمونههاي مهم و روشن محدوديت و نظارت در کارهاي اقتصادي افراد و اجتماعات، کنترل سود در معاملات است.
امام علي (عليهالسلام):
... وليکن البيع بيعا سمحا، بموازين عدل، و اسعار لا تجحف بالفريقين، من البائع و المبتاع...: [11] .
معامله بايد سهل و آسان و با ميزان عدالت انجام شود و با نرخهايي صورت گيرد که به هيچيک از خريدار و فروشنده اجحاف نشود.
اين حديث، معيار اصلي در حديث امام رضا (عليهالسلام) را بازگو ميکند، که بايد در مبادله «ربح حفيف» و اجحافي به هيچيک از خريدار و فروشنده نشود. «بيع سمح» و آسان و از روي موازين عدالت و نرخ مناسب، که در کلام امام علي (عليهالسلام) آمده است، معناي «ربح حفيف» در کلام امام رضا (عليهالسلام) را روشن ميسازد.
محدوديت در مصرف
امام رضا (عليهالسلام):
... استأذنت الرضا «عليهالسلام» في النفقة علي العيال؟ فقال: بين المکروهين. فقلت: جعلت فداک لا و الله ما اعرف المکروهين. قال: فقال له: يرحمک الله اما تعرف ان الله عزوجل کره الاسراف و کره الاقتار [12] ، فقال: «و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و کان بين ذلک قواما»: [13] .
از امام رضا (عليهالسلام) دربارهي چگونگي تأمين مخارج خانواده جويا شدم، فرمود: (مخارج خانواده) حد وسط است ميان دو روش ناپسند. گفتم فدايت شوم: به خدا سوگند نميدانم اين دو روش چيست؟ فرمود: رحمت الهي بر تو باد، آيا نميداني که خداوند بزرگ اسراف (زياده روي) و اقتار (سختگيري) را ناخوشايند دارد و در قرآن فرموده است: «آنانکه هر گاه چيزي ببخشند نه زيادهروي کنند و نه خست ورزند، و ميانگين اين دو را در حد قوامي (مايهي پايداري و بقاي زندگي) ببخشند».
از ديدگاه امام رضا «عليهالسلام»، پس از محدوديتهاي گذشته در مسائل مالي و کسب مال، تصرفات در اموال شخصي نيز محدود است؛ يعني اموالي که طبق اصل مالکيت فردي، به شخص تعلق دارد و اختيار آنها در دست اوست و بظاهر انگاشته ميشود که او ميتواند در آنها هر گونه که خواست تصرف کند، در واقع اينچنين نيست، و تصرفات در اموال شخصي نيز محدود و مشروط است، و هر کس در مال خود نيز مجاز نيست هر گونه بخواهد تصرف کند؛ بلکه تصرف او بايد در حد ميانه و دور از اسراف باشد. هر گونه اسراف و مصرف زياد در اموال شخصي و براي شخص مالک، ممنوع است. اتفاق بالاترين و ارزشمندترين نوع تصرف در اموال شخصي است، و شخصي که مال خود را انفاق ميکند، بهترين نوع تصرف را در آن انجام داده است، بويژه که براي افراد خانوادهي خودش باشد؛ با اين وصف، اين تصرف نيز محدود و مشروط و مشروط است. بايد انفاق در حد متعادل و وسط (و حد قوامي) باشد، نه زياده از مقدار لازم و نه کمتر از آن. چنانکه در حديث امام رضا «عليهالسلام» بدان اشاره شد. «اسراف» و «اقتار»، دو حد نامتعادل و نامعقول و غير قوامي و غير مشروع مصرف است، حد مشروع و معقول، حد ميانه و نظام قوامي قصد، اقتصاد و ميانهروي است؛ چنانکه در حديث امام رضا «عليهالسلام» بدان اشاره رفت.
امام در کلامشان فرمودند: پرداخت مخارج خانواده، ميان دو مرز قرار دارد: مرز اسراف و زيادهروي (و تجملگرايي و پرمصرفي)، و مرز اقتار (تنگگيري و کمتر از حد لازم خرج کردن) و ايجاد کمبود در زندگي.
با بررسي احاديث ديگري که از امام رضا «عليهالسلام» در اين زمينه رسيده است، به مرزهاي دقيقتري از مفهوم اسراف دست مييابيم. در کوچکترين چيزها، حتي آنها که در نظر مردم بيارزش و دور ريختني جلوه ميکند، امام اسراف را روا نميداند.
امام رضا «عليهالسلام»:
«من الفساد قطع الدرهم و الدينار و طرح النوي: [14] .
تکه تکه کردن درهم و دينار (يا هر پولي ديگر که آنها را از استفاده بيندازد)،و دور افکندن هستهي خرما (که ممکن است بذر نخلي شود، يا به مصرف ديگري آيد)، از جمله کارهاي فاسد و نادرست است».
در آشاميدنيها و خوردنيها نيز در نظر امام رعايت حد ميانه لازم است، حد ميانه مايهي دوام و سلامت مزاج است، و زيادهروي و پرخوري بدن را ميفرسايد و عمر را کوتاه ميکند، و موجب انواع بيماريها ميگردد.
امام رضا «عليهالسلام»:
لو ان الناس قصدوا في المطعم لأستقامت أبدانهم: [15] اگر مردمان حد ميانه را در خوراک رعايت ميکردند بدنهاشان پايدار (و سالم) ميماند.
حد ميانه در خوردن، متناسب با رشد تن و روان آدمي است. در پوشيدن نيز، رعايت جانب حد ميانه و دوري از تجملگرايي و اسراف لازم شمرده شده است. [16] .
[1] عيون اخبار الرضا (عليهالسلام) 99:2.
[2] سورهي هود (11):87.
[3] عيون اخبار الرضا (عليهالسلام) 121:2.
[4] اين موضوع، مشروحتر در فصل «استثمار» - در علل فقر - خواهد آمد.
[5] سورهي بقره (2(267.
[6] بحار 100:103 مستدرک الوسائل 464:2؛ الحياة 142:4.
[7] اقتصاد اسلامي :62 - 60، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1362.
[8] الاسلام يقود الحياة :50 - 49، وزارة الارشاد الاسلامي.
[9] اقتصادنا 369:1، بيروت، دارالتعارف، ترجمهي فارسي 451:1.
[10] سورهي نساء (4)29.
[11] نهج البلاغه :1018.
[12] سفينة البحار 615:1؛ الحياة 205:4.
[13] سورهي فرقان (25):67.
[14] مسند الامام الرضا عليهالسلام 314:2.
[15] الحياة 215:4.
[16] اينگونه تعاليم در قرنها پيش که موضوع بازيافت و استفاده از زبالهها مطرح نبوده، اعجاز است.
گنبدطلایی امام رضا