پديدهي فقر
پديدهي فقر
فقر، عامل مرگ و نابودي
امام رضا عليهالسلام:
اذا أکل مال اليتيم ظلما فقد أعان علي قتله اذ اليتيم غير مستغن و لا محتمل لنفسه، و لا قائم بشأنه و لا له من يقوم عليه و يکفيه کقيام والديه فاذا أکل ماله فکأنه قد قتله و صيره الي الفقر و الفاقة...: [1] .
هر گاه مال يتيم را بخورد، به کشتن او کمک کرده است؛ زيرا يتيم نه بينياز است، و نه ميتواند بار (زندگي) خويش را بر دوش کشد، و نه در شئون زندگي بر پاي خويش بايستد، نيز کسي ندارد که امور زندگي او را اداره کند، و او را بسنده باشد، چونان پدر و مادر، پس آنگاه که مال او را تباه کرد چنان است که او را کشته و به بينوايي و تهيدستي افکنده است.
پديدهي شوم فقر، از ناهنجارترين دردها در زندگي انسان است، و در ابعاد مادي و معنوي زندگي فرد و جامعه آثار و عوارضي زيانبار و ويرانگر دارد. فقر از دوران گذشتهي تاريخ تاکنون، در اجتماعات بشري بيداد کرده و انديشه و روان و جسم و جان و جملهي هستي آدميان را دستخوش تباهي قرار داده است. قرن حاضر، با همهي ادعاها و پيشرفتها، بر گسترش روزافرون اين پديده در خانوادهي بشري افزوده و چيزي از آن نکاسته است. ماهيت شيطاني نظامهاي سرمايهداري غرب با زير نفوذ قرار دادن سرمايهها در بخش خصوصي جهان سوم، اکثريت خانوادهي بشري را به تهيدستي کشندهاي دچار ساخته است.
اکنون در اين بخش، به بررسي اين پديده در گفتار بلند و بيکرانهي امام رضا «عليهالسلام» ميپردازيم، و معناي فقر و برخي از علل و عوامل و عوارض و پيآمدهاي آن را بر جسم و روح انسان جستجو.ميکنيم، و شيوههاي مبارزه با مشکل بزرگ فقر را از احاديث و تعاليم امام رضا «عليهالسلام» ميآموزيم.
از خواننده انتظار داريم در اين بررسي، تا آنجا که در توان دارد با ما همراهي کند، و ژرف بنگرد که آن امام بزرگ انسانيت،به اين مشکل اساسي حيات انسان چگونه نگريسته و پيآمدهاي زهرآگين و ويرانگر آن را چگونه ترسيم کرده و براي رويارويي با آن چه اصول و معيارهايي را ارائه داده است.
حديث نخستين اين فصل، دربارهي يتيم و خوردن مال او بود. امام رضا «عليهالسلام»، خوردن اموال يتيمان را، در حکم قتل آنان شمرده است. پس از آن، عللي را براي اين موضوع ذکر فرموده است که از آن قانوني عام و کلي به دست ميآيد، که ميتواند جهتگيري کلي در مبارزه با اين مشکل را مشخص سازد.
ثابت شده است که علت حکم، عموميت بيشتري از حکم دارد؛ زيرا علت در جاهاي ديگر نيز وجود دارد و حکم نيز بدانجا سرايت ميکند. اينکه علت حکم تحريم خوردن مال يتيم، تهيدستي و فقر يتيم است. امام ميگويد: آنکه مال يتيم را بخورد، عامل مرگ و قتل او شده است؛ به اين علت که او را به فقر و تهيدستي دچار ساخته است. يتيم نميتواند بار خويش بر دوش بکشد و در زندگي بر پاي خويش بايستد. پدر و مادري ندارد که امور معاشش را بسنده باشند؛ او تنها به اموال خويش تکيه دارد که تامين کنندهي نيازهاي اوست. پس آنان که اين تکيهگاه را بستانند و او را فقير و تهيدست سازند، چنان است که وي را کشته باشند.
بيگمان ميتوان از کلام امام استفاده کرد: هر انساني که مال و مواد لازم زندگي را در اختيار نداشته باشد، و افراد يا سازمانهايي نباشند که دست او را بگيرند، دست به گريبان فقر ميگردد. و همين امر سرانجام او را به نيستي و نابودي ميکشاند. همه جريانها، برنامهها، اشخاص، گروهها و سياستهايي که زمينهي فقر افراد را فراهم آورند، و شرايط رشد ثروت در دست طبقاتي را آماده کنند، و دست اکثريت را از توليد و سرمايه و کار کوتاه سازند، چنان است که به قتل آنان دست زدهاند. از اين بيان موضع زيانبار و غيرقابل قبول فقر روشن ميگردد. در دعاهاي ما که به زبان ويژهي خود فرهنگ اسلامي را تبيين ميکند، همواره از فقر و مسکنت نکوهش شده و به عنوان پديدهي شومي معرفي گشته است، که بايد از شر آن به خداي متعال پناه برد. علامه مجلسي «رحمة الله» ميگويد:
درخواست فقر از خداوند، در دعاها نيامده است؛ بلکه در بيشتر دعاها، استعاذه (پناه بردن) به خداوند از فقري که عامل بدبختي است، رسيده است». [2] .
اکنون نمونههايي از احاديث:
پيامبر اکرم «صلي الله عليه و آله و سلم»:
الفقر اشد من القتل: [3] .
فقر دشوارتر از قتل (مرگ) است.
امام علي عليهالسلام:
الفقر، الموت الاکبر: [4] .
فقر، عامل سلب شخصيت
امام رضا «عليهالسلام»:
... اذا اقبلت الدنيا علي انسان اعطته محاسن غيره، و اذا ادبرت عنه سلبته محاسن نفسه: [5] .
هر گاه دنيا (مال و ثروت) به انساني روي آورد، نيکيهاي ديگران را به او ميدهد و هر گاه به کسي پشت کند (و او فقير شود) نيکيهاي خودش را نيز از او ميگيرد.
از آثار ديگر فقر، سلب شخصيت است. زيربنا و ارکان اصلي هستي آدمي شخصيت او است، و بازده زندگي هر انسان و چگونگي آن، به شخصيت او بستگي دارد. انسانهاي تحقير شده و بيشخصيت، نميتوانند مبدأ حرکت و کارهاي مهم اجتماعي باشند. افراد با منش و با شخصيت، خاستگاه حرکتهاي مهم و ارزندهاند و پشتوانهي حرکت و اقدام انسانهاي ديگر نيز ميتوانند باشند.
شخصيت هر کس، در درجهي نخست به ارزيابي خود او از شخصيت خويش مربوط است. انسان دربارهي خود هر گونه بينديشد، همانگونه است و تا همان پايه ميتواند رشد کند و به اندازهاي که به خود اعتماد دارد، ميتواند به خود ببالد و برآيد و در جامعه ثمري داشته باشد. طبق تعبير برخي از احاديث، حيات انسان به حيات شخصيت او بستگي دارد، و مرگ او در مرگ و سلب شخصيت او نهفته است. در طبقهي فقير، نخستين اثر فقر، سلب شخصيت است که در حديث امام رضا «عليهالسلام» آمده بود. فقر، هم فرسايش و ضعف جسماني پديد ميآورد، و هم فرسايش و ضعف روحي. فقر موجب ناتواني جسمي است، و ناتواني جسمي در ناتواني روحي و رواني اثر ميگذارد و اين خود علت تزلزل در شخصيت و ضعف اراده و احساس خود کمبيني و عدم اعتماد به نفس ميگردد.
پيامد ديگري نيز در فقر هست که موجب سلب شخصيت است. و آن اينکه فقر به سيماي ظاهري انسان نيز صدمه ميزند و سيماي ظاهري آدمي در موضع و موقعيت اجتماعي او دخالتي فراوان دارد. جامهي تميز و رعايت بهداشت و آرايش ظاهري، موجب جلب نظر و ارجگزاري مردم است. نظر و توجه مردم، شخصيت را بالا ميبرد و اعتماد آدمي را نسبت به خود افزون ميسازد. طبقهي فقير چون نه جامهي درستي دارند، نه نظافت را ميتوانند رعايت کنند و نه دست به آرايشي زنند، (و گاه در سيماي ظاهري وضعي چندش آور و ناهنجار دارند) در جامعه نيز موقعيت و پايگاه اجتماعي را از دست ميدهند و مورد توجه مردم قرار نميگيرند. به اين جهت نيز، شخصيت آنان ضربه ميخورد. کم بينيها و بيتوجهيهاي اجتماعي چنان در آنان اثر ميگذارد که به کلي شخصيت اجتماعي خود را از دست ميدهند و دچار حالت ويرانگر سلب شخصيت ميشوند.
اينکه امام رضا «عليهالسلام»،در سخنانش فرمودند: «اذا ادبرت عنه سلبته محاسن نفسه: هر گاه (دنيا و پول) از انسان روي برگرداند نيکيهاي او را از او ميگيرد». براي همين علت اساسي است که انسان نيازمند با از دست دادن مظاهر زيست مادي، نيکيهاي نهفته در خويش را نيز از دست ميدهد، و توان و منش و خوي و استعداد و خصلتهاي خود را هيچ ميانگارد. انسانهاي تهيدست،: اغلب داراي بسياري از خصلتهاي والاي انساني هستندکه ميتواند شخصيت آنان را تعالي بخشد و موجب اعتلاي حيثيت انساني و موقعيت اجتماعي انساني و موقعيت اجتماعي آنان گردد، و از آنان افرادي بسيار مفيد و ارزشمند بسازد، ليکن در اثر فقر، اين خصلتهاي ارزنده شکوفايي ندارد، و احترام و ارجگزاري ديگران را موجب نميگردد، و موجب رشد و پيشرفتي نميشود.
فقر، کليد مشکلات اجتماعي
امام رضا «عليهالسلام»:
المسکنة مفتاح البؤس:[6] .
بينوايي کليد بدبختي و بيچارگي است.
بررسي مشکلات اجتماعي، و سببجويي و علتشناسي نابسامانيها روشن ميسازد که فقر اساس مشکلات و نابسامانيها است. هر چه ذهني فکر کنيم و واقعيات زندگي را ناديده بگيريم، اين واقعيت را نميتوان ناديده گرفت که انسان در اين زندگي در قالبي جاي دارد مادي، و با اشيايي سر و کار دارد و در جو و محيطي زندگي ميکند که به وسايل و ابزار مادي نيازمند است. غذا، لباس،
[1] علل الشرايع 480:2؛ عيون اخبارالرضا عليهالسلام 92:2 با اندکي اختلاف.
[2] بحار 7:72.
[3] الحياة 281:4.
[4] نهج البلاغة :1166.
[5] عيون اخبار الرضا «عليهالسلام» 130:2.
[6] الحياة 284:4.
گنبدطلایی امام رضا