علل و عوامل فقر

ظلم

امام رضا «عليه‏السلام»: 

... اذا أکل الانسان مال اليتيم ظلما... فکأنه قد قتله و صيره الي الفقر و الفاقة...: [1] .

آنگاه که انسان مال يتيم را به ستم بخورد... بي‏ترديد چون اين است که او را کشته، و او را دست به گريبان تهيدستي و بينوايي کرده است...

فقر، در بسياري از موارد معلول ظلم اجتماعي است. و ظلم به صورت عام، در بيشتر موارد اقتصادي است، و در روابط مالي و نظام توليد و توزيع و مصرف صورت مي‏گيرد و در اکثريت مردم موجب محروميت از دستيابي به کالاها و مواد لازم زندگي مي‏گردد؛ و به صورت خاص از طريق غصب، سرقت، گرانفروشي، احتکار، کم‏فروشي، استثمار و کم بها دادن به کار و کالاي ديگران، و استئثار و ويژه ‏ساختن اموال عمومي (خاصه‏خواهي)، رباخواري و ديگر راههاي باطل و ظالمانه‏ي اقتصادي جريان مي‏يابد. 

در قرآن کريم، از ظلم فراوان سخن رفته، و کمبودها و گرفتاريها و نابسامانيهاي زندگي انسان را به ظلم آدميان به يکديگر نسبت داده است. و قلم تکوين را از نوشتن سطري عليه انسان و معاش و معاد او، منزه و پاک شناخته است. 

ان الله لا يظلم الناس شيئا، ولکن الناس انفسهم يظلمون: [2] . 

بي‏ترديد خداوند بر مردمان هيچ ستمي نمي‏کند؛ و اين خود مردمند که بر خود ستم روا مي‏دارند. 

امام صادق «عليه‏السلام»: 

... و ان الناس ما افتقروا و لا احتاجوا و لا جاعوا و لا عروا الا بذنوب الأغنياء...: [3] . 

آنچه بر سر ناداران، نيازمندان، گرسنگان و برهنگان مي‏آيد، همه و همه، در اثر جنايت اغنيا و توانگران است...».

 

 

 

 

مديريت غير متخصص (ناواردان، کم‏فهمان)

امام رضا «عليه‏السلام»: 

... البرائة ممن نفي الاخيار... و آوي الطرداء للعناء... و استعمل السفهاء...: [4] . 

جزء اسلام خالص است بيزار بودن از کساني که نيکان را تبعيد کردند و آنان را که پيامبر «صلي الله عليه و آله و سلم» رانده و لعنت کرده بود در مرکز اسلامي پناه دادند... و کم‏خردان (و بي‏تشخيصان) را به کارها گماردند. 

اين سخن، بخشي از نامه‏اي است که امام رضا عليه‏السلام به مأمون نوشتند، درباره‏ي تبيين اسلام خالص و کليات دين.

در اين نامه که به درخواست مأمون نگاشته شده، کليات اصول و فروع دين بيان شده است. 

از محورهاي اصلي که در اين نامه بر آن تکيه شده، که جزء اسلام ناب و دين خالص است، چند برائت (بيزاري‏جويي، طرد و جبهه‏گيري) و چند ولايت (پذيرفتن و اطاعت و همکاري) است. برائت از گروههايي از جمله برائت از کساني که نيکان را از مراکز کشورهاي اسلامي دور ساختند، و طرد شدگان دور از خدا را در کادر حاکميت جاي دادند، و اموال را ميان اغنيا به گردش گذاشتند، و سفيهان و نادانان (و بي‏تشخيصان) را در پستهاي مملکت به کار گماردند و... 

امام! در اين فراز بلند، محورهاي اصولي در مسائل اجتماعي را مطرح مي‏کند که رعايت آنها کار مردم و جامعه را سامان مي‏بخشد و حاکميت را استوار مي‏سازد؛ و ناديده گرفتن آنها، تزلزل، نابساماني و سقوط هر امت و حکومتي را موجب مي‏گردد. 

در اينجا جمله‏ي: «و استعمل السفهاء - کم‏خردان و بي‏تشخيصان»، مورد گفتگو است که مسئله‏ي مهم ضرورت هوشياري و بينايي (تخصص و وارد بودن) در برنامه‏ريزيهاي اقتصادي - اجتماعي را، مطرح کرده است. 

امام رضا «عليه‏السلام» نابساماني، بي‏عدالتي، تبعيض، فقر، محروميت و مشکلات آن دوره از تاريخ اسلام و حاکميت اسلامي را به عللي نسبت مي‏دهد که از آن جمله به کار گماردن جاهلان و ناآگاهان و غير متخصصان است. چون مديريت بخشهاي مهم جامعه به دست سفيهان سپرده شده بود، موجب عقب‏ماندگي و بينوايي و فساد اجتماعي گرديد. 

فساد و تباهي اموال

امام رضا «عليه‏السلام»: 

... ان الله يبغض القيل و القال، و اضاعة المال، و کثرة السؤال: [5] . 

بيگمان خداوند قيل و قال (گفتار بي‏فايده) و تباه‏سازي اموال و زياد درخواست‏ کردن را دشمن دارد. 

تباه ‏کردن اموال و تضييع آنها که در اين روايت آمده است، از وسعت مفهوم و گستردگي ويژه‏اي برخوردار است، و هر نوع تباهي و نابودي و فساد در اموال را شامل مي‏گردد. تباهي و تضييع ممکن است در اثر عللي چند پديد آيد، از جمله اسراف‏کاري و مصرف بيش از اندازه باشد؛ يا بي‏اطلاعي و نبود تخصص و مهارت در مديريت‏هاي مالي؛ يا عرفانگرايي غلط و بي‏توجهي به مسائل حيات و گرايش به زهدهاي صوفيانه؛ يا کوتاهي و سهل‏انگاري در به کارگيري اموال؛ و يا بيکارگي و امثال آن و در هر صورت و به هر علت که مالي تضييع گردد، موجب مي‏شود تا سرمايه‏ي زندگي تباه شود و انجام ‏دادن مسئوليتهاي خانوادگي و اجتماعي ناممکن گردد؛ حتي سير و حرکت معنوي انسان نيز دستخوش تزلزل مي‏شود، زيرا که سير و تکامل معنوي در اين جهان با ابزار مادي و در شرايط مساعد طبيعي صورت مي‏گيرد، و اين ابزار و شرايط با اموال تهيه مي‏شود، و حرکت معنوي او را ممکن مي‏سازد. اين است که در حديث مشهور نبوي آمده است: «... فلولا الخبز ما صلينا و لا صمنا...: [6]  اگر نان نباشد نه نماز مي‏توانيم خواند نه روزه مي‏توانيم گرفت...» 

با توجه به کليت سخن امام، اگر برنامه‏ريزي در امور اقتصادي و مسائل مالي درست و حساب‏ شده نباشد، تضييع مال خواهد بود. اگر در داد و ستدها دقت لازم به کار نرود و غبن و زياني صورت گيرد، اموال تباه شده است. همچنين، تبادل از راههاي ديگري که به نوعي فساد اموال را موجب گردد، محکوم و ممنوع است. 

تضييع مال، شکلهاي گوناگوني دارد، و گاه به دست خود انسان صورت مي‏گيرد و گاه به دست ديگران؛ مثلا کساني که در مواد و کالاهاي مورد نياز جامعه غش به کار مي‏برند و سره و ناسره را مخلوط مي‏کنند، اموال جامعه را تباه ساخته‏اند و همچنين، هر نوع زيان و نيرنگي که در مسائل مالي به کار رود و تباهي اموال افراد و جامعه را سبب شود، از نظر امام رضا عليه‏السلام محکوم است: 

امام رضا «عليه‏السلام» - به روايت از پيامبر «صلي الله عليه و آله و سلم»: 

ليس منا من غش مسلما او ضره أو ما کره. 

از ما نيست هر کسي که در کار مسلماني غش به کار برد يا به او زيان رساند و يا با او به نيرنگ رفتار کند». 

 

حاکميت معيارهاي سرمايه‏داري

امام رضا «عليه‏السلام»: 

... لعلة ذهاب المعروف... و رغبة الناس في الربح.... [7] . 

چون نيکوکاري (از ميان جامعه) رخت بر مي‏بندد... و مردم به سودخواري گرايش مي‏يابند. 

در اين فصل، سخن از معيارها و اصول فکري و ارزشي سرمايه‏داري و رابطه‏ي آن با فقر است اين معيارها بطور نوعي، چيزهايي است که آنها را در فکر و فرهنگ جامعه وارد کرده‏اند، و از علل دروني پيدايش فقر است. 

عوامل دروني و فکري، انگيزه‏هاي اصلي براي جهت‏گيريها و عملکردهاي اقتصادي - اجتماعي است.از اينرو مي‏توان حاکميت معيارها و ارزشهاي نظام سرمايه‏داري و مال‏اندوزي را از عوامل اصلي و ساختاريي دانست که ثروتها و اموال را به سود طبقه‏ي سرمايه‏دار به جريان مي‏اندازد و فقر و محروميت را در سطح جامعه مي‏گستراند. برخي از اين معيارها که از احاديث امام رضا «عليه‏السلام» استفاده مي‏شود، از اين قرار است: 

1- اصالت دادن به مالکيت انسان. اين بينش، زمينه‏ساز آزادي و استقلال در ثروت اندوزي و تکاثرگرايي و ناديده گرفتن تعهد و مسئوليت است، و موجب تحريف مفهومي مال و ملک. در برابر بينش ياد شده، بينش عاريتي و استخلافي است در اموال که از تعاليم رضوي به دست آمد. و در قرآن کريم و ديگر احاديث بدان تصريح شده است، و سيره‏ي موحدين عالم هميشه اين بوده و هست. درباره‏ي اين موضوع در آغاز کتب سخن گفته شد. 

اين بينش زمينه‏ساز عمل به تعهدها و مسئوليتهاي مالي است و دوري از شيوه‏هاي ظالمانه‏ي سرمايه‏داري در اموال. 

2- بينش غلط در اصل «حرمت مال». اصل حرمت مال از حقيقت و وسعت دايره‏ي خود دور شده و در همه‏ي مصاديق خود به صورت جدي رعايت نمي‏شود. به سخن ديگر، اصل «حرمت مال» که براي تأمين امنيت اقتصادي در جامعه و ايجاد روابط عادلانه اقتصادي است، و هدف آن از ميان برداشتن روابط غاصبانه و زورمدارانه‏ي آکل و مأکولي اقتصادي و پايمال‏ کردن حقوق محرومان و کارگران و کشاورزان است، به سود طبقه‏ي مسرف و مترف و سرمايه‏دار تفسير مي‏شود (يعني مصرف ‏پرستان و شادخواران و پر ريخت و پاشان و مالکاني که اموال کلان آنان - بطور نوعي - از راههاي نامشروع گرد آمده است)، و هر گونه اعتراض و مخالفت با بيدادگريهاي مالي زرپرستان را مانع مي‏گردد. اين تحريف موضعي در اصل «حرمت مال»، است که قانون ياد شده را از موضع و مدار اصلي خود خارج مي‏سازد و تنها آن را به سود طبقه‏ي خاصي تفسير مي‏کند، و بر عملکرد ظالمانه نظامهاي سرمايه‏داري صحه مي‏گذارد. 

3- سود و سودپرستي و هدف ‏شدن مال و مال‏اندوزي. اين حالت انگيزه‏ي گردآوري ثروت از راههاي نامشروع و ظالمانه و پايمال کردن حق و حقوق مردم است. در کلام امام رضا «عليه‏السلام» کشش و ميل به طرف سودخواري که در طبقه‏ي رباخوار پيدا مي‏شود، محکوم شده است. 

4- آزاد دانستن انسان در مسائل مالي و شيوه‏هاي توليد و توزيع و مصرف. اين بينش که تحريف در مفهوم آزادي و تفسير غلط آن است، به ليبراليسم اقتصادي مي‏انجامد، که از اصول تفکر سرمايه‏داري غرب است. اين موضوع نيز در تعاليم رضوي محکوم شده است؛ چنان‏که در «اصل محدوديت» در مسائل مالي روشن شد. 

 

 

 

 

مديريت خائن

امام رضا «عليه‏السلام»: 

لم يخنک الامين ولکن ائتمنت الخائن: [8] . 

انسان امين به تو خيانت نکرده است؛ بلکه تو به خائن اعتماد کردي. 

عقب‏ماندگي و نارسايي در جوامع کم ‏رشد، چنان‏که از ناآگاهي و نبود متخصص و مديريت ماهر ناشي مي‏گردد، از مديريتهاي خائن و طرحها و نقشه‏هاي خائنانه نيز سرچشمه مي‏گيرد. اين هر دو نوع مديريت، بويژه در بخشهاي اقتصادي، در کشورهاي عقب نگهداشته شده و مستضعف، فراوان ديده مي‏شود. اين کشورها، در اثر وابستگي و عدم استقلال سياسي، زير نفوذ بيگانه قرار دارند و بيگانگان که هدفي جز استثمار و چپاول کشورهاي ضعيف ندارند، با نفوذ در مراکز حساس اقتصادي، مديران خائن و مزدوري را به کار مي‏گمارند، - يا افرادي نفوذي را، اگر چه ظاهر الصلاح، در آن مراکز جاي مي‏دهند - و از اين راه سر رشته‏ي کارها را در دست مي‏گيرند، و در برنامه‏ريزيهاي اقتصادي جانب سرمايه‏داري‏هاي کلان و وابسته به خود را در نظر مي‏گيرند، و به توده‏هاي محروم نمي‏انديشند؛ و در نتيجه توده‏ي مردم را به فقر دچار مي‏سازند. 

برخي از مردم جهان سوم، در پرتو آگاهي و رشد فکري - که از طريق متفکران، نويسندگان و رهبران به دست مي‏آيد - با سلطه‏ي نظامي و سياسي خارجي به مبارزه برمي‏خيزند، و در بسياري از موارد موفق مي‏شوند زنجيرهاي اسارت و حاکميت بيگانه را بگسلند؛ ليکن پس از بيرون‏ راندن بيگانه، دچار دو شيوه از مديريت مي‏گردند که دست کمي از مديريتهاي وابسته به بيگانه را ندارد: 

نخست، مديريتهاي جاهلانه و غير ماهر، که با اين‏که دوستانه و خودي است، ليکن جز هرز دادن نيروها و سرمايه‏ها و اقتصاد جامعه، کاري انجام نمي‏دهد. 

برخي از مديران نفوذي و خائن که در سيماي دوست در مي‏آيند، و سنگ برنامه‏ريزي مردمي و حمايت از محرومان را به سينه مي‏زنند، و با شيطنت و شيادي ويژه‏اي و با دوره‏هايي که ديده‏اند  بخشهاي اقتصادي جامعه را به زيان توده‏ها هدايت مي‏کنند و روز بروز بر فقر و وابستگي او مصرف‏زدگي مي‏افزايند، و بتدريج راه سلطه‏ي بيگانه را هموار مي‏سازند، و نتائج همان پيروزي سياسي را نيز بر باد مي‏دهند. 

امام رضا «عليه‏السلام»، در کلام خويش، بر خيانت اشاره مي‏کند، و سر رشته کارها را به خائن سپردن و به خائن اعتماد کردن را خيانت مي‏شمارد. 

از شگردهاي خائنهاي خادم‏نما، ارائه طرحها و نقشه‏هايي است که در نظرها مي‏تواند مفيد و سازنده جلوه کند و در ظاهر صلاح باشد. به کارگيري اين نوع طرحها، حساب شده و با بررسي انجام مي‏گيرد و هر فرد يا گروه اجتماعي به سادگي نمي‏تواند باطن زيانبار اين‏گونه طرحها و برنامه‏ها را کشف کند و از عملي شدن آنها مانع گردد. بدين جهت است که در برنامه‏ريزيها، نخستين ضرورت، وجود برنامه‏ريزان و مديران متعهد، دلسوز، مؤمن و متخصص است، تا از نيتهاي شوم مديران خائن و وابسته پرده بردارند و با منطق و استدلال و محاسبه، زيان‏کار آنان را براي جامعه روشن سازند. 

از شگردهاي ديگر آنان اين است که هر طرح و برنامه‏ي مترقي و سازنده‏اي را با نيرنگهاي ويژه از مسير اصولي خود منحرف مي‏کنند، و آن طرح و برنامه را با تندروي و کندروي دچار تحريف معنوي يا موضعي مي‏سازند؛ يعني يا مفهوم آن ا دگرگون مي‏کنند و يا موضع و جايگاه آن را تغيير مي‏دهند؛ و در نتيجه، آن طرح و برنامه را با شکست روبرو مي‏سازند. و شبکه‏هاي اداري استعماري، بيشترين کارشان متوجه اين امور است، که يا طرحهاي خائنانه و به ظاهر مصلحانه بدهند و يا از اجراي درست و بموقع هر طرح و برنامه‏اي جلوگيري کنند. 

براي نمونه دو مثال مي‏آوريم: 

الف - اگر قانون و برنامه‏اي ارائه شود که، جامعه امنيت اقتصادي داشته باشند و احساس کنند که ميدان کار، صنعت، توليد و فعاليت‏هاي اقتصادي باز است و مي‏توانند به کارهاي سازنده روي آورند و جامعه را از محروميت و وابستگي و نارسايي نجات دهند، آن دستها وارد عمل مي‏شوند و با نقشه‏هاي خائنانه، مفهوم و موضع عملي شدن قانون را منحرف مي‏کنند، و آن را به سود زالوهاي اجتماعي و دزدان اقتصادي تفسير مي‏نمايند، و در عمل، به اين قشر، آزادي اقتصادي مي‏دهند تا هر چه بيشتر خون مردم را بمکند. 

ب - اگر طرح و قانوني ارائه گردد، براي اينکه آزادي محتکران، گرانفروشان، رباخواران و زالوهاي اقتصادي محدود گردد و آنان مجازات شوند، تا جامعه امنيت اقتصادي بيابد؛ با ايجاد انحراف و در مفهوم و مسير قانون، آن را از ميان مي‏برند، و به جاي آنکه به سراغ آن کسان بروند، به سراغ توليدکنندگان و شرکتهاي توليدي مفيد و سرمايه‏هايي مي‏روند که در راه جامعه و خدمت به مردم به کار رفته است، و آنان را از کار باز مي‏دارند، و بخشهاي اقتصادي مردمي و خيرانديش و متعهد به حقوق جامعه و مصرف‏کنندگان و مقررات دولت را به ورشکستگي مي‏کشانند، و بخشهاي قدرتمند و سرمايه‏هاي کلان اقتصاديي را پابرجا و بي‏رقيب مي‏سازند، که جز به چپاول حقوق جامعه و رشد سود و سرمايه‏ي خود به چيزي نمي‏انديشند و از عمل به هر قانون و مقررات محدودکننده‏اي با هزار نيرنگ و ترفند سرباز مي‏زنند. 

 

[1] عيون اخبارالرضا «عليه‏السلام» 92:2.

[2] سوره‏ي يونس (10):44.

[3] وسائل 4:6.

[4] عيون اخبار الرضا عليه‏السلام 126:2: الحياة 160:3 و 345:4.

[5] تحف العقول : 326، مسند 285:1؛ الحياة 200:6.

[6] الحياة 226:3.

[7] عيون اخبار الرضا عليه‏السلام 94:2.

[8] تحف العقول:326؛ بحار 335:78.