انتظار سامانيابي زندگي

امام رضا «عليه‏السلام»: 

قال معمر بن خلاد للرضا «عليه‏السلام»: عجل الله تعالي فرجک، فقال «عليه‏السلام»: يا معمر! ذاک فرجکم انتم، فاما انا و الله ما هو الا مزود فيه کف سويق مختوم بخاتم: [1] . 

معمر بن خلاد به امام رضا گفت: خدا زودتر فرج شما را برساند! امام گفت: اي معمر! اين فرج، فرج خود شما است، زيرا نصيب من از حاکميت اسلامي، به خدا سوگند، فقط کيسه‏ي کوچکي است، در آن مشتي آرد جو نبيخته، و سر آن مهر شده و 

عنوان بالا را نيز از کلام امام رضا «عليه‏السلام» الهام گرفتيم، از اين سخن که به ابن‏خلاد فرمود. ابن‏خلاد! براي فرج در کار آن امام بزرگ (که زنداني نظام فاسد و دنياپرست مأموني بود) دعا کرد، و شتاب در کار فرج براي آن امام را از خداي خواست. امام در پاسخ فرمود: فرج در کار من، در حقيقت فرج در کار شما است و فرج در زندگي امت و مردمان: و گرنه براي من که فرجي نيست. 

امام رضا «عليه‏السلام»، در سخن ديگري، از اين حقيقت بيشتر پرده برمي‏دارد و با صراحت بيشتري مسئوليت بزرگ حاکمان را مطرح مي‏کند: 

امام رضا «عليه‏السلام»: 

و الله لئن صرت الي هذا الامر لآکلن الخبيث بعد الطيب، و لألبسن الخشن بعد اللين، و لأتعبن بعد الدعة...: [2] .

اگر زمام حکومت را به دست گيرم غذاي پست و بد خواهم خورد پس از غذاي خوب (که قبل از دوره‏ي زمامداري روا بود). و لباس درشت و زبر خواهم پوشيد پس از لباسهاي نرم (دوران قبل از حکومت) و با سختي و سختکوشي خواهم زيست پس از آسايش... 

امام به صراحت اعلام مي‏دارد که در صورت تکيه زدن بر مسند حکومت اسلامي، غذاي بد و ناگوار خواهم خورد، و لباس درشت و زبر خواهم پوشيد و راحتي و آسايش را کنار خواهم گذاشت. در دوراني که فردي در ميان امت به سر مي‏بردم، رواست که خوراک و لباسي چون ديگران داشته باشم، و کمي آسايش ببينم، اما اگر زمام جامعه را در دست بگيرم، مي‏بايد با پايين‏ترين طبقات زندگي کنم، و شب از روز نشناسم و همواره براي آسايش مردمان و سامان يافتن زندگي انسانها بکوشم. 

 

[1] تحف العقول :329؛ مسند الامام الرضا «عليه‏السلام» 244:1.

[2] مکارم الاخلاق : 131؛ مسند الامام الرضا «عليه‏السلام» 362:2.