کرامت انسان و حقوق او
کرامت انسان و حقوق او
1 - امام رضا «عليهالسلام»:
زکريا بن آدم: سألت الرضا «عليهالسلام» عن رجل من اهل الذمه اصابهم جوع فاتي رجل بولد له، فقال: هذا لک اطعمه و هو لک عبد. قال: لا يبتاع حر، فانه لا يصلح لک و لا من اهل الذمة: [1] .
زکريا گويد: از امام رضا پرسيدم که مردي از اهل ذمه (غير مسلمان مقيم در کشورهاي اسلامي) که به فقر و گرسنگي مبتلا شده بود فرزندش را آورد و گفت: فرزندم مال تو، او را خوراک بده و او بردهي تو باشد. امام فرمود: (انسان) آزاده خريده و فروخته نميشود.
اين کار شايستهي تو نيست، از ذميان نيز روا نميباشد.
در پايان کار اين بررسي، که به بخشهاي ويژهاي از گفتار امام ابوالحسن بن موسي الرضا «عليهالسلام» نگريستيم، و در فراخور ذهن محدود صاحب اين قلم، از درياي ژرف و بيکرانهي علوم الهي آن امام بزرگ جامي برگرفتيم و در قالب اين صفحات ريختيم، به بررسي اصلي ديگر ميپردازيم، که بيشتر از شيوهي رفتار و کردار امام الهام يافته است.
سخن امام، در حديث مذکور، اوج کرامت انسان و اصالت حقوق او نفي ارزشهاي مالي را روشن ميسازد. امام رضا «عليهالسلام» اجازه نميدهد آزادي فرزند انساني اگر چه ذمي و کافر باشد، با امور مادي معاوضه گردد، و آزادي انسان به جرم اينکه گرسنه است خدشهدار شود. از نظر امام، انسان آزاد است و احتياجات اقتصادي نميتواند او را بردهي کسي سازد و آزادي خدادادي او را سلب کند، اگر چه مسلمان نباشد.
در جامعهي الهي رضوي، ارزش و والايي انسان پايه و اصل قرار دارد، و کليهي قوانين با توجه به اين اصل تدوين ميگردد، و روابط مالي و مبادلات اقتصادي - همه - در چهارچوب اين بينش انجام ميشود، و بر محور اين انديشه دور ميزند که سرمايه، سود، کالا و هر چيز ارزشمندي براي انسان است و بايد در خدمت او قرار گيرد. انسان براي رشد سرمايه و توليد نيست تا در خدمت سرمايه و کالا قرار گيرد، بلکه اينها همه براي انسان و رشد انسان و در خدمت انسان است. البته تحقق اين امور در صورتي است که جامعه براستي جامعهي رضوي و اسلامي باشد؛ نه اينکه در ظاهر ادعاي پيروي از ولايت کند، و خود را «رضوي» بداند، و در باطن، حاکميت با معيارها و بينشهاي مادهپرستي و سرمايهداري باشد.
يادآوري اين نکته نيز لازم است، که در اسلام و انديشههاي الهي امام رضا «عليهالسلام» اصول تربيتي و اخلاقي و مباني ايماني و اصول ديني، از اقتصاد و مسائل مالي و سياسي و... جدا نيست. اخلاق و اقتصاد با هم رابطه دارند، توحيد و عدل با ضوابط اجتماعي و قوانين اقتصادي، پيوندي ناگسستني دارد، و همهي قوانين بر محور عقيده به خدا دور ميزند.
2 - امام رضا «عليهالسلام»:
قال رسول الله «صلي الله عليه و آله و سلم» رأس العقل بعد الايمان بالله، التودد الي الناس و اصطناع الخير الي کل بر و فاجر: [2] .
نقل از پيامبر اکرم: اوج خردمندي - پس از ايمان به خدا - دوستي با مردم و نيکوکاري نسبت ه هر (انسان) نيکوکار و بدکاري است.
اين تعليم که امام رضا «عليهالسلام» از پيامبر «صلي الله عليه و آله و سلم» نقل فرموده است، چه آموزش والا و ارزشمندي به بشريت داده است. در اين تعليم، انسان معيار اصلي قرار گرفته است، نه ديگر چيزها. حتي مينگريم که تقوا که يکي از اصوليترين معيارهاي شرع و دين است نيز ملاک لزوم احسان و نيکي قرار نگرفته است، که اگر انسانهاي تقوا پيشه يافت شدند مورد نيکي و بزرگداشت قرار گيرند، و گر نه نه، و بايد از همه کس، مهر و محبت و عاطفه و نيکوکاري دريغ گردد و همگان در هر حال و وضعيتي هستند، رها شوند و مورد لطف و محبت انسانهاي ديگر قرار نگيرند، نه، چنين نيست؛ بلکه بنابراين تعاليم، همهي افراد نوع انسان شايستهاند که مورد محبت و ياريرساني قرار گيرند، و انسان در اين بينش، بايد مهرورزي و دوستي خويش را در سراسر جامعهي انساني بگستراند، و چون خورشيد همگان را مشمول گرامي لطف و محبت خويش سازد.
اين تعاليم است که ميتواند ائمه طاهرين «عليهالسلام» - يعني آموزگاران بزرگ علوم و تعاليم قرآن - را به بشريت تشنهي امروز معرفي کند، و عظمت و والايي فرهنگ اسلام را بر همگان روشن سازد، نه کوتاه فکريها و تعصبهاي خام و جاهلانهي گروهي که از جوهر و روح تعاليم معصومان ناآگاهند و بيخبر.
بنابراين، ضابطه، انسان بودن است، و انسان گر چه زشتکار و فاجر باشد، بايد از نيکي کردن و توجه مردم محروم نماند، که اين گونه برخورد ميتواند خود عامل اصلاح کجرفتاران باشد، و ايشان را به جامعهي ايماني و سرشتهاي نيک آن جلب و جذب کند. انسان هنگامي که از جامعهي مؤمنان نيکي ديد، به آنان ميگرايد، و شيوه و روش آنان را راه و رسم زندگي خويش قرار ميدهد. و اين، راه عرضهي گفتار نيک و محاسن کلام ائمهي طاهرين «عليهالسلام» است. 3 - امام رضا «عليهالسلام»:
يا علي بن شعيب!من احسن الناس معاشا؟ قلت: انت يا سيدي اعلم به مني. فقال: من حسن معاش غيره في معاشه. يا علي! من أسوأ الناس معاشا! قلت: انت اعلم قال: من لم يعش غيره في معاشه...: [3] .
اي علي بن شعيب! چه کسي از همهي مردم بهتر زندگي ميکند! گفتم: اي سرور من، تو داناتري. گفت: آن کس که ديگران در زندگي او شريک باشند. چه کسي از همه بدتر زندگي ميکند؟ گفتم: تو داناتري! گفت: آن کس که ديگران در زندگي او شريک نباشند».
و اين قاعدهاي است ارزشمند در روابط اجتماعي و سير گردش ثروت، که بايد انساني باشد و هر کس ديگران را در زندگي خويش شريک سازد و برادرانه با آنان رفتار کند و ديگران از هر آنچه او دارد بهرهمند گردند.
4 - امام رضا «عليهالسلام»:
عن ابائه «عليهالسلام»، عن علي «عليهالسلام» قال: قال رسول الله «صلي الله عليه و آله و سلم»: اصطنع الخير الي من هو أهله و الي من هو غير اهله، فان لم تصب من هو أهله فأنت أهله: [4] .
نقل از پدران خود «عليهالسلام» از امام علي «عليهالسلام»: پيامبر اکرم «صلي الله عليه و آله و سلم» فرمود: نيکي کن نسبت به آنان که شايستهاند و آنان که شايسته نيستند؛ (زيرا) اگر به (انسان) شايستهاي دست نيافتي، تو (خود) شايستهي نيکوکاري (و دست يازيدن به کار خير) هستي.
5 - امام رضا «عليهالسلام»:
و فرق بخراسان ماله کله في يوم عرفة: فقال له الفضل بن سهل: ان هذا المغرم؛ فقال «عليهالسلام»: بل هو المغنم، لا يعدن مغرما ما ابتغيت به أجرا و کرما: [5] .
امام در خراسان، همهي اموال خويش را در روز عرفه (ميان مردم و نيازمندان) تقسيم کرد. (در اين هنگام) فضل بن سهل گفت: اين کار زيان است. امام فرمود: بلکه اين کار غنيمت و سود است. آنچه را براي دستيابي به پاداش الهي و کرامت انساني بخشيدي، زيان مشمار».
6 - امام رضا «عليهالسلام»:
معمر بن خلاد قال: کان اذا أکل أتي بصحفة فتوضع بقرب مائدته فيعمد الي أطيب الطعام مما يوتي به، فيأخذ من کل شييء شيئا فيضع في تلک الصحفة ثم يأمر بها للمساکين: [6] .
معمر بن خلاد ميگويد: هنگامي که امام رضا «عليهالسلام» غذا ميخورد سيني ميآوردند و نزديک سفره ميگذاشتند. او به بهترين غذايي که برايش ميآوردند مينگريست، و از هر غذا مقداري را برميداشت و در آن سيني مينهاد، سپس دستور ميداد آن سيني غذا را براي بينوايان ببرند.
امام رضا «عليهالسلام» نميتواند غذايي را بخورد که بينوايان از آن نخورده باشند. از اينرو، هر گاه ميخواهد غذا بخورد، از آنچه در سفرهي خوراک اوست، براي محرومان و گرسنگان ميفرستد.
7 - امام رضا «عليهالسلام»:
ياسر الخادم! قال... فقال لي بعد ما صلي الظهر: يا ياسر ما اکل الناس شيئا؟ قلت: يا سيدي من يأکل ههنا مع ما انت فيه. فانتصب «عليهالسلام» ثم قال: هاتوا المائدة و لم يدع من حشمه أحدا الا اقعده معه علي المائدة، يتفقد واحدا واحدا... فلما فرغوا من الأکل اغمي عليه...: [7] .
ياسر ميگويد: (در روزي که امام رضا «عليهالسلام» مسموم شده بود و در همان روز درگذشت) پس از اينکه نماز ظهر را گزارد، به من گفت: اي ياسر، مردم (اهل خانه و کارکنان و خدمتگزاران) چيزي خوردند؟ گفتم: آقاي من! که ميتواند غذا بخورد با اينکه شما در چنين حالي هستيد (حال مسموميت شديد و واپسين لحظات حيات)، (در اين هنگام) امام راست نشست، سپس گفت: سفره را بياوريد، و همگان را بر سر سفره فراخواند و کسي را فروگذار نکرد و يکايک را مورد محبت و مهر خويش قرار داد... هنگامي که همه غذا خوردند، امام بيهوش افتاد...
امام بزرگ انسان، حتي در آن حالت که مسموميت تار و پود وجود او را متلاشي ساخته است، در انديشهي انسان است، و در انديشهي شکمهاي گرسنه. از اينرو، با همهي ناراحتي و زحمت راست مينشيند، همهي ياران و کارگزاران را فراميخواند، و ايشان را بر سر سفره مينشاند، و يکايک آنان را مورد محبت و مهر خويش قرار ميدهد، تا همه غذا بخورند و به خاطر حال سخت او گرسنه نمانند.
8 - امام رضا «عليهالسلام»:
ابراهيم بن العباس: ما رايت ابالحسن الرضا «عليهالسلام» جني احدا بکلمة قط، و لا رأيته قطع علي أحد کلامه حتي يفرغ منه،.و ما رد احدا عن حاجة يقدر عليها، و لا مد رجليه بين يدي جليس له قط، و لا اتکاء بين يدي جليس له قط، و لا رأيته شتم احدا من مواليه و مماليکه قط... و کان اذا خلا و نصب مائدته اجلس معه علي مائدته مماليکه و مواليه حتي البواب السائس... و کان کثير المعروف و الصدقه في السر و اکثر ذلک يکون منه في الليالي المظلمة...: [8] .
ابراهيم بن عباس گويد: هيچگاه نديدم که امام ابوالحسن الرضا «عليهالسلام» کلمهاي به زيان کسي بگويد، و نه سخن کسي را پيش از پايان آن قطع کند، و نه حاجت کسي را که به اداي آن توان داشت، رد کند. هيچگاه نزد کسي که در حضور او نشسته بود، پايش را دراز نکرد، و بر متکا در برابر افراد تکيه نداد، همهي کارکنان و غلامانش را بر سر سفره مينشاند، حتي دربانان و مهتران را... و بسيار احسان ميکرد، و بسيار صدقه ميداد، و اين کار را بيشتر در شبهاي تاريک انجام ميداد...».
امام، تا مرز قدرت نياز نيازمندان را برميآورد، و خواستهي کسي را رد نميکرد، و هر گاه بر سر سفره مينشست، همهي خدمتگزاران را در کنار خود مينشاند، و با آنان غذا ميخورد. به ناتوانان فراوان رسيدگي ميکرد، و پول و غذا و... در پنهاني به خانههاي مستمندان ميبرد، و بيشتر اين کارها را در دل شبهاي تاريک انجام ميداد؛ و چنين بود امام بزرگوار انسان. در قلمرو تعليم و تربيت چنين معيارهايي را به بشريت آموخت، و در ميدان عمل خود پيشتاز عمل کردن کامل آن تعاليم بود، و جامعهي رضوي، و پيرو مکتب امام رضا «عليهالسلام» بايد در روابط انساني چنين باشد، و در زندگي اقتصادي چنان، و بايد چون امام خود بينديشد و آنچنان عمل کند.
[1] تهذيب 77:7؛ مسند الامام الرضا «عليهالسلام» 304:2.
[2] عيون اخبار الرضا «عليهالسلام» 35:2، مسند الامام الرضا «عليهالسلام» 4:1.
[3] مسند الامام الرضا «عليهالسلام» 315:2.
[4] عيون اخبار الرضا «عليهالسلام» 35:2.
[5] بحار 100:49.
[6] کافي 52:4؛ الامام الرضا «عليهالسلام» 39:1.
[7] عيون اخبار الرضا «عليهالسلام» 241:2.
[8] عيون اخبار الرضا «عليهالسلام» 184:2؛ مسند الامام الرضا «عليهالسلام» 45:1.
گنبدطلایی امام رضا