نظارت والدين

زندگي صحنه درس ‏و تجربه است. آنانکه بيشتر عمر خود در کسب تجارب صرف کرده‏اند، در رويارويي با دشواريها از توان فزونتر برخوردارند. کودکان و نوجوانان بهره کمتري از تجربه دارند و بدين سبب به نظارت و کمک والدين نيازمندترند. نظارت مستمر و حساب شده بر وضعيت اخلاقي، تحصيلي و رفتاري فرزند يک ضرورت انکارناپذير در امر تربيت است ؛ البته اين نظارت بايد منطقي و حتي‏الامکان غير مستقيم و بجا باشد. نکته مهم ‏اين است که نظارت به مواقع حضور والدين، به ويژه پدر، در کانون خانواده ‏اختصاص ندارد؛ بلکه حتي وقتي پدر براي مدتي از کانون خانواده فاصله مي‏گيرد و حضور فيزيکي ندارد، بايد همچنان از وضعيت فرزندانش آگاه باشد و بر کار آنها نظارت کند. سفارشهاي پيش از مسافرت و مکاتبه با فرزند در طول سفر، امري‏ ضروري و کارساز است . حضرت رضا (ع) که به سبب ستم فرمانروايان ناگزير مدتي دور از وطن و خانواده به سر برد، به شکلهاي گوناگون همچون نامه و پيامهاي‏ شفاهي از دور بر وضعيت فرزندش جواد (ع) نظارت مي‏کرد و راهنمايي هاي لازم را به‏ وي ارائه مي‏دادند. چنانکه پيش از رفتن به خراسان درباره فرزندانش آنچه‏ شايسته مي‏نمود، سفارش کرد. اشاره به دو نمونه از رفتار آن حضرت در اين ‏زمينه بسيار سودمند مي‏نمايد:

الف) قبل از سفر

ابي محمد وشاء از امام رضا(ع) نقل کرد که حضرت فرمود: هنگامي که خواستم از مدينه به سوي خراسان حرکت ‏کنم، اهل و عيال خود را جمع کردم و از آنها خواستم که با صداي بلند بر من‏ بگريند. سپس دوازده هزار دينار بين آنها تقسيم کردم و گفتم: من هرگز به سوي ‏شما بر نمي‏گردم. سپس دست جواد(ع) را گرفتم، وارد مسجد پيامبر (ص) شدم، دست او را بر قبر گذاشتم و از رسول خدا(ص) نگهداري‏اش را طلب کردم. جواد (ع) [راز کارم را] دريافت و گفت: پدر و مادرم به فدايت، به سوي دشمن مي‏روي؟ حضرت همه‏ وکلاء و خدام خود را سفارش‏ کرد که به سخنان جواد(ع) گوش فرا دهند، از او اطاعت ‏کنند، با او مخالفت نورزند و بعد از وفات من به وي بگروند. و آنها را آگاه کردم که او امام بعد از من و جانشين من است ...

ب) بعد از سفر

ابن ابي‏نصر مي‏گويد امام رضا(ع) در نامه‏اي به حضرت جواد(ع)چنين نوشته بود: اي اباجعفر، به من اطلاع دادند که خدام، هنگام خروج شما از خانه، شما را از در کوچک بيرون مي‏برند و اين به خاطر بخل آنهاست تا از شما به کسي خيري نرسد؛ [فرزندم] به حقي که بر گردن تو دارم، از تو مي‏خواهم که ‏ورود و خروجت فقط از در بزرگ باشد. هنگامي که خواستي از خانه خارج شوي،همراه خود طلا و نقره داشته باش و هر که از تو چيزي خواسته، عطا کن. اگرعموهايت از تو طلب کمک کردند، کمتر از پنجاه دينار عطا نکن و بيشتر از آن به ‏اختيار توست. اگر از عمه‏هايت کسي از تو کمک خواست، کمتر از بيست و پنج دينار مده و بيشتر از آن به اختيار توست. [فرزندم،] اين سفارش من به خاطر رشد و رفعت مقام توست، پس به ديگران انفاق کن و از خداي صاحب عرش، ترس فقر و تنگدستي نداشته باش.