چهل حديث از فضايل امام رضا (ع) سري دوم

حديث 21
قال الکاظم عليهالسلام لأصحابه «اشهدوا أن ابني هذا، وصيي و القيم بأمري و
خليفتي من بعدي، من کان له عندي دين فليأخذه من ابني هذا، و من کانت له عندي عدة فلينجزها منه؛ و من لم يکن له بد من لقائي فلا يلقين الا بکتابه.» [اثبات الهداة، 229/3.]
امام کاظم عليهالسلام به اصحاب خود فرمود: «گواه باشيد که اين پسرم (امام رضا عليهالسلام) وصي و سرپرست و جانشين بعد از من ميباشد، کسي که من ديني از او بر گردن دارم، آن را از اين پسرم بگيرد، کسي که من به او وعدهاي دادهام، انجام آن را از او بخواهد و کسي که ناگزير از ملاقات با من است، از راه نامهنگاري با او با من پيوند برقرار سازد.»
حديث 22
قال أبو الحسن عليهالسلام: «ان ابني عليا أکبر ولدي و أبرهم عندي و أحبهم
الي و هو ينظر معي في الجفر؛ و لم ينظر فيه الا نبي أو وصي نبي.» [الکافي، 312-311/1.]
امام موسي کاظم عليهالسلام فرمود: «همانا علي پسر بزرگم نزد من از همه فرزندانم نيکوکارتر و محبوبتر است. او با من در جفر مي نگرد و حال آنکه در جفر جز پيامبر يا وصي پيامبر نميتواند بدان بنگرد.»
حديث 23
قال جعفر بن محمد الصادق عليهالسلام: «يخرج ولد من ابني موسي اسمه اسم
أميرالمؤمنين عليه الصلاة و السلام الي أرض طوس، و هم بخراسان، يقتل فيها بالسم، فيدفن فيها غريبا، من زاره عارفا بحقه أعطاه الله تعالي أجر من أنفق من قبل الفتح و قاتل.» [ بحارالانوار، 286/49. ]
امام جعفر صادق عليهالسلام فرمود:»فرزندي از پسرم موسي که همنام اميرالمؤمنين عليه الصلاة و السلام است، به جانب سرزمين طوس در خراسان ميرود و در آن جا با زهر کشته شده و غريبانه دفن ميشود، کسي که او را با شناخت حق وي (به اينکه آن حضرت اما واجب الاطاعة است) زيارت کند، خداي تعالي پاداش کسي را که قبل از پيروزي، انفاق نموده و جنگيده است به وي عطا مينمايد.»
حديث 24
قال زياد القندي: دخلت علي أبي ابراهيم عليهالسلام و عنده ابنه أبوالحسن عليهالسلام فقال: «يا زياد هذا ابني کتابه کتابي و کلامه کلامي و رسوله رسولي، و ما قال فالقول قوله.» [اعلام الوري / 316. ] .
زايد قندي گويد: خدمت امام کاظم عليهالسلام رسيدم، در حالي که پسرش ابوالحسن (امام رضا) عليهالسلام نزد ايشان بود. سپس فرمود: «اي زياد، اين پسرم نوشتهاش نوشتهي من، سخنش سخن من، فرستادهاش فرستادهي من است و هر چه گويد، سخن، سخن اوست.»
حديث 25
عن الرضا عليهالسلام أنه قال له رجل من أهل خراسان: يا ابن رسول الله رأيت رسول الله صلي الله عليه و آله في المنام کأنه يقول لي: کيف أنتم اذا دفن في أرضکم بعضي فاستخفظتم و ديعتي و غيب في ثراکم نجمي؟ فقال له الرضا عليهالسلام: «أنا المدفون في أرضکم،و أنا بضعة من نبيکم، و أنا الوديعة و النجم، ألا فمن زارني و هو يعرف ما أوجب الله تبارک و تعالي من حقي و طاعتي، فأنا و آبائي شفعاؤه يوم القيامة، و من کنا شفعاءه يوم القيامة نجا و لو کان عليه مثل وزر الثقلين الجن و الأنس.» [بحارالانوار، 32 / 102 ] .
مردي خراساني به امام رضا عليهالسلام عرض نمود: اي فرزند رسول خدا، پيامبر خدا صلي الله عليه و آله را در خواب ديدم که به من فرمود: «چگونه است حال شما آن هنگام که فردي از (خاندان) من در سرزمين شما دفن گردد و شما به حفظ اين امانت من اهتمام نماييد و ستارهي من در خاک شما پنهان گردد؟» امام رضا عليهالسلام فرمود: «من هستم که در سرزمين شما دفن ميگردم؛ من پارهي تن پيامبر شما هستم؛ و منم آن امانت و ستاره، آگاه باشيد کسي که مرا زيارت کند، در حالي که بداند که خداي تبارک و تعالي (اداي) حق و پيروي مرا واجب ساخته است، من و پدرانم روز قيامت شفيعان او خواهيم بود، و کسي که ما روز قيامت شفيع او باشيم (از آتش دوزخ) رهايي مييابد، هر چند بار گناهان جن و انس بر او باشد.»
حديث 26
قال أبوالحسن موسي عليهالسلام في حديث: «من زار قبر ولدي علي و بات عنده ليلة کان کمن زار الله في عرشه. قيل: کمن زار الله في عرشه؟ فقال: نعم. اذا کان يوم القيامة کان علي عرش الرحمن أربعة من الأولين، و أربعة من الآخرين، فاما الأربعة الذين هم من الأولين: فنوح، و ابراهيم، و موسي، و عيسي عليهمالسلام و أما الأربعة من الآخرين: محمد و علي و الحسن و الحسين عليهمالسلام، ثم يمد الطعام فيقعد و معنا زوار قبور الأئمة، ألا أن أعلاهم درجة و أقربهم حبوة زوار قبر ولدي عليهالسلام» [وسائل الشيعة / 443 / 10 ] .
امام موسي کاظم عليهالسلام در ضمن حديثي فرمود: «کسي که قبر فرزندم علي عليهالسلام را زيارت کند و شبي را نزد او به سر برد، مانند کسي است که خداوند را در عرش زيارت کرده است.» راوي (از روي تعجب) گفت: مانند کسي که خدا را در عرش زيارت کرده است؟ حضرت فرمود: «آري، چون روز قيامت شود، چهار نفر از پيشينيان و چهار نفر از پسينيان بر عرش خداي رحمان قرار ميگيرند. چهار نفر پيشينيان نوح و ابراهيم و موسي وعيسي عليهمالسلام هستند و چهار نفر پسينيان محمد و علي وحسن و حسين عليهمالسلام؛ بعد از آن خوان طعام گسترده ميشود و زائران قبور ائمه عليهمالسلام به (گرد) آن مينشينند؛ بدانيد که (در ميان زائران قبور ائمه عليهمالسلام) مقام زائران قبر فرزندم از همه بلندتر و پر ارجتر است.»
حديث 27
عن أبياصلت الهروي قال: کنت عند الرضا عليهالسلام فدخل عليه قوم من أهل قم فسلموا عليه فرد و قربهم، ثم قال لهم: «مرحبا بکم و أهلا، فأنتم شيعتنا حقا، يأتي عليکم زمان تزورون فيه تربتي بطوس، ألا فمن زارني و هو علي غسل خرج من ذنوبه کيوم ولدته أمه.» [وسائل الشيعة، 446 / 10. ] .
اباصلت هروي گويد: خدمت امام رضا عليهالسلام بودم که گروهي از مردم قم وارد شدند و سلام نمودند. حضرت پاسخ آنها را فرمود و ايشان را نزديک خويش جاي داد. سپس فرمود: «آفرين بر شما! شما شيعيان راستين ما هستيد، زماني بر شما فراميرسد که خاک (قبر) مرا در طوس ميکنيد، آگاه باشيد کسي که مرا در حالي که غسل نموده باشد زيارت کند، از گناهانش پاک ميشود، مانند روزي که از مادر زاييده شده است.»
حديث 28
عن عبدالعظيم بن عبدالله الحسني قال: «قلت: لأبي جعفر عليهالسلام: قد تحيرت بين زيارة قبر أبيعبدالله عليهالسلام و بين زيارة قبر أبيک عليهالسلام بطوس، فما تري؟ فقال لي: مکانک، ثم دخل و خرج و دموعه تسيل علي خديه، فقال: زوار أبيعبدالله عليهالسلام کثيرون، و زوار قبر أبي عليهالسلام بطوس قليلون.» [وسائل الشيعة، 442 / 10. ] .
عبدالعظيم حسني گويد: به ابوجعفر (امام جواد عليهالسلام) گفتم: من در ترديدم که به زيارت قبر اباعبدالله الحسين عليهالسلام مشرف شوم يا به زيارت قبر پدرتان در طوس، نظر شما چيست؟ فرمود: در جاي خود باش» سپس (حضرت) وارد (خانه) شد و پس (از اندکي) بيرون آمد در حالي
پس (از اندکي) بيرون آمد در حالي که اشک از گونههايش جاري بود، فرمود: زائران اباعبدالله عليهالسلام بسيارند و زائران قبر پدرم در طوس اندک.» .
حديث 29
عن عبدالعظيم بن عبدالله الحسني قال: سمعت محمد بن علي الرضا عليهالسلام يقول: «ما زار أبي عليهالسلام احد فأصابه أذي من مطر أو برد أو حر الا حرم الله جسده علي النار.» [ وسائل الشيعة، 439 / 10. ] .
(حضرت) عبدالعظيم حسني از امام محمد تقي عليهالسلام نقل ميکند که فرمود: «کسي که به زيارت پدرم نائل شود، و (در راه زيارت) به او آزاري مانند باران يا سرمايي يا گرمايي برسد، جز اين نيست که خداوند پيکرش را بر آتش (دوزخ) حرام مينمايد.»
حديث 30
عن عبدالعظيم الحسني قال: سمعت علي بن محمد العسکري عليهالسلام يقول: «أهل قم و أهل آبة مغفور لهم لزيارتهم لجدي علي بن موسي الرضا عليهماالسلام بطوس، ألا و من زاره فأصابه في طريقه قطرة من السماء حرم الله جسده علي النار.» [عيون اخبار الرضا عليهالسلام، 260 / 2.] .
(حضرت) عبدالعظيم حسني گويد: از امام علي النقي عليهالسلام شنيدم که فرمود: «مردم قم و آبه .
به جهت زيارت جدم علي بن موسي الرضا عليهماالسلام در طوس گناهانشان آمرزيده شده. آگاه باشيد کسي که آن حضرت را زيارت کند و در راه (زيارت) او قطرهاي (باران) از آسمان بر او فروبارد، خداوند پيکرش را بر آتش (دوزخ) حرام ميکند.»
حديث 31
عن عبدالله بن الصلت عن رجل من أهل بلخ قال: «کنت مع الرضا عليهالسلام في سفره الي خراسان فدعا يوما بمائدة له فجمع عليها مواليه من السودان و غيرهم فقلت: جعلت فداک لو عزلت لهؤلاء مائدة فقال: مه، ان الرب تبارک و تعالي واحد و الأم واحد و الأب واحد و الجزاء بالأعمال.» [بحارالانوار، 101 / 49. ] .
عبدالله بن الصلت از مردي از اهل بلخ نقل ميکند که گفت: «در طول مسير مسافرت امام رضا عليهالسلام به خراسان، من در خدمت ايشان بودم، روزي غذا طلبيد و (پس از گستراندن سفره) غلامان سياه خود ديگران را بر سر آن گرد آورد. گفتم: فدايت شود، بهتر بود که (سفره) غذاي آنان را جدا مينموديد. فرمود: ساکت باش، پروردگار تبارک و تعالي يکي است، مادر يکي است، پدر يکي است و پاداش به کردار است.»
حديث 32
عن علي بن أسباط قال سألت أباجعفر عليهالسلام: ما لمن زار أباک بخراسان؟ قال: «الجنة و الله، الجنة و الله.» [وسائل الشيعة، 437 / 10. ] .
علي بن اسباط گويد: از ابوجعفر (امام جواد) عليهالسلام پرسيدم: کسي که پدرتان را در خراسان زيارت کند، چه (پاداشي) خواهد داشت؟ فرمود: به خدا قسم بهشت، به خدا قسم بهشت.»
حديث 33
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: «ستدفن بضعة مني بأرض خراسان لا يزورها مؤمن الا أوجب الله له الجنة و حرم جسده علي النار.» [الوافي، 1551 / 14] .
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «به زودي پارهي تن من در سرزمين خراسان دفن ميشود که هيچ مؤمني او را زيارت نميکند، مگر اين که خداوند بهشت را بر او واجب ساخته و پيکرش را بر (آتش) دوزخ حرام ميسازد.»
حديث 34
قال الامام الجواد عليهالسلام: «ضمنت لمن زار قبر أبي الرضا عليهالسلام بطوس عارفا بحقه الجنة علي الله تعالي.» [وسائل الشيعة، 437 / 10 ] .
امام جواد عليهالسلام فرمود: «کسي که قبر پدرم رضا عليهالسلام را در طوس با شناخت حق او (به اينکه حضرتش امام واجب الاطاعة است) زيارت کند، من نزد خداي تعالي بهشت را براي او ضمانت ميکنم.»
حديث 35
قال الرضا عليهالسلام: «ما زارني أحد من أوليائي عارفا بحقي الا شفعت فيه يوم القيامة.» [وسائل الشيعة، 434 / 10 ] .
امام رضا عليهالسلام فرمود: «هيچ يک از دوستانم مرا با آگاهي به حقم (که امام واجب الاطاعه هستم) زيارت نميکند مگر اين که روز قيامت او را شفاعت خواهم کرد.»
حديث 36
قال الرضا عليهالسلام: «من شد رحله الي زيارتي أستجيب دعاؤه و غفرت له ذوبه، فمن زارني في تلک البقعة کان کمن زار رسول الله صلي الله عليه و آله، و کتب الله له ثواب ألف حجة مبرورة و ألف عمرة مقبولة، و کنت أنا و آبائي شفعاءه يوم القيامة، و هذه البقعة روضة من رياض الجنة، و مختلف الملائکة، لا يزال فوج ينزل من السماء و فوج يصعد، الي أن ينفخ في الصور.» [بحارالانوار، 44/ 102 ] .
امام رضا عليهالسلام فرمود: «کسي که بار سفر به سوي من بربندد دعايش مستجاب و گناهانش آمرزيده ميشود، پس کسي که مرا در آن مکان زيارت کند، مانند کسي است که
رسول خدا صلي الله عليه و آله را زيارت کرده باشد، خداوند براي او پاداش هزار حج و عمرهي پذيرفته شده مينويسد و من و پدرانم شفيعان او روز قيامت خواهيم بود؛ اين بقعه بوستاني از بوستانهاي بهشت و محل رفت و آمد فرشتگان است؛ آن گونه که گروهي از آسمان فرو ميآيند و گروهي بالا ميروند، تا اين که در صور دميده شود.»
حديث 37
قال الامام موسي بن جعفر عليهماالسلام في حديث: «و لقد رأيت رسول الله صلي الله عليه و آله في المنام و أميرالمؤمنين عليهالسلام معه... ثم وصفه لي رسول الله صلي الله عليه و آله فقال: علي ابنک الذي ينظر بنور الله و يسمع بتفهيمه و ينطق بحکمته، يصيب و لا يخطيء و يعلم و لا يجهل، قد مليء حلما و علما...» [بحارالانوار، 11 - 12/ 49. ] .
امام موسي بن جعفر عليهماالسلام ضمن حديثي فرمود: «رسول خدا صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليهالسلام را به همراه آن حضرت در خواب ديدم... سپس رسول خدا صلي الله عليه و آله وي (امام رضا عليهالسلام) را براي من توصيف نمود و فرمود: «علي پسر توست که نور خدا ميبيند و به تفهيم الهي ميشنود و بر
پايهي حکمت او سخن ميگويد، او راه راست ميپويد و به خطا نميرود، دانشمندي است که (علمش) به جهل نميگرايد و لبريز از بردباري و دانش گرديده است.»
حديث 38
قال رسول الله صلي الله عليه و آله في حديث في فضائل الأئمة المعصومين عليهمالسلام: «من أحب أن يلقي الله ضاحکا مستبشرا فليتول علي بن موسي الرضا عليهالسلام... فهؤلاء مصابيح الدجي و أئمة الهدي و أعلام التقي، من أحبهم و تولاهم کنت ضامنا له علي الله تعالي بالجنة.» [بحارالانوار، 296 / 36.] .
رسول خدا صلي الله عليه و آله در ضمن حديثي در بيان فضائل يکايک ائمه معصومين عليهمالسلام فرمود: «کسي که دوست بدارد خندان، خداوند را ملاقات کند، بايد محبت و ولايت علي بن موسي الرضا عليهماالسلام را داشته باشد... اينان (ائمه اطهار عليهمالسلام) چراغهاي تاريکي و امامام هدايتگر و نشانههاي تقوا هستند، کسي که ايشان را دوست بدارد و بهرهمند از ولايت آنان گردد، من نزد خداي تعالي بهشت را براي او ضمانت ميکنم.»
حديث 39
قال يعقوب بن اسحاق النوبختي: «مر رجل بأبي الحسن الرضا عليهالسلام فقال له: أعطني علي قدر مروتک، قال: لا يسعني ذلک، فقال: أعطني علي قدر مروتي. قال: أما اذا فنعم. ثم قال: يا غلام أعطه مائتي دينار.» [بحارالانوار، 100 / 49. ] .
يعقوب بن اسحاق نوبختي گويد: «مردي خدمت امام رضا عليهالسلام آمد و عرض کرد: به من به اندازهي جوانمرديت بخشش نما. فرمود: نميتوانم چنان کنم. گفت: (پس) به اندازهي جوانمردي من بخشش نما. فرمود: اکنون ميتوانم. سپس فرمود: اي غلام به او دويست دينار بده.»
حديث 40
قال ابراهيم بن العباس: «ما رأيت أباالحسن الرضا عليهالسلام جفا أحدا بکلمة قط و لا رأيته قطع علي أحد کلامه حتي يفرغ منه، و ما رد أحدا عن حاجة يقدر عليها، و لا مدرجله بين يدي جليس له قط و لا رأيته شتم أحدا من مواليه و مماليکه قط، و لا رأيته تفل، و لا رأيته يقهقه في ضحکه قط، بل کان ضحکه التبسم، و کان اذا خلا و نصب مائدته أجلس معه علي مائدته مماليکه و مواليه حتي البواب السائس، و کان عليهالسلام قليل النوم بالليل کثير السهر، يحيي أکثر لياليه من أولها الي الصبح، و کان کثير الصيام فلا يفوته صيام ثلثة أيام في الشهر، و يقول: ذلک صوم الدهر. و کان عليهالسلام کثير المعروف و الصدقة في السر و أکثر ذلک يکون منه في الليالي المظلمة، فمن زعم أنه رأي مثله في فضله فلا تصدق.» [عيون اخبار الرضا، 184 / 2. ] .
ابراهيم بن عباس گويد: «نديدم که هرگز ابوالحسن الرضا عليهالسلام با سخني به کسي ستمي روا دارد، و نديدم که سخن کسي را قطع کند تا اينکه کلامش را به پايان برد و نه آن که از برآوردن حاجت نيازمندي سرباز زند. او هرگز در برابر همنشيني نه پايش را دراز ميکرد و نه به چيزي تکيه ميداد. همچنان که نديدم يکي از زيردستان و زير خريدانش را هرگز دشنام دهد، و نديدم که آب دهان (بر زمين) اندازد و صدا به خنده بلند سازد، بلکه خندهاش به صورت تبسم بود. چون در خلوت خانه سفرهي غذا ميگستراندند، زيردستان وغلامانش -و حتي مأمور اصطبل - را همراه خود بر سر سفره مينشاند. آن حضرت کم خواب و بسيار شب زندهدار بود، اکثر شبها را از ابتدا تا صبح به عبادت ميگذراند، بسيار روزه ميداشت و روزهي سه روزه .
را از دست نميداد و ميفرمود: اين (روزهي اين سه روز معادل) روزهي يک عمر است؛ کار نيکو بسيار ميکرد و صدقهي نهاني بسيار ميداد، که البته اکثر اينها در شبهاي تاربود؛ پس اگر کسي پندارد که کسي را در فضيلت همتاي او ديده است، تو باور مکن.»
گنبدطلایی امام رضا