مقاله رضوی (شماره 2)
مقاله رضوی (شماره 2)
نام خداوند جمیل جمله نواز
به كبوترها نگاه می كنم.به حالشان حسرت می خورم.انگار رهای رها هستند.راحت و بدون هیچ دغدغه ای در آسمان پرواز می كنند و از زمین اوج می گیرند و نمی اندیشند كه آیا آنها كه می نگرندشان پرواز، اوج،رفعت و ... را می فهمند.
روی گنبد می نشینند.آنقدر احترام می گذارند كه شرمم می شود.از شرم سرم را به زیر می افكنم.راهم را ادامه می دهم.هنوز سرم پایین است.در فكر كبوترها هستم.حرفهایی را با خودم زمزمه می كنم!!
چرا آدم ها نمی دانند كه دنیا برای نفس كشیدن تنگ است؟؟
چرا از كودكی یادمان نمی دهند چگونه پرواز كنیم؟؟
یادم می آید
این پرواز اكتسابی نیست.
باید خودم راهی به سوی آسمان بیابم.
باید برای یافتنش ستاره ای بیندیشم.
باید پای تعلق از زمین بردارم.
باید یاد بگیرم كه دست از غیر كشیدن و دست در دست خدا گذاشتن چیست.
اگر معرفتم گسترده شود آسمانم ارتفاع پیدا می كند.الفبای پرواز را می آموزم.
با خود می اندیشم كه در حرم آقا می توان معرفت كسب كرد.
یاد آن جمله ی زیبا می افتم كه استادی می گفتند: " عارفا بحقه وجبت له الجنة."
پس باید به حقیقتشان معرفت پیدا كرد.
ناگاه جمله ی امام در ذهنم تداعی می شود كه فرمودند:
" كلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشرطها و شروطها و انا من شروطها. "
خوشحال به راهم ادامه می دهم چون یافتم؛پیدایش كردم.
در حرم آقا این دعا را می كنم.زیر لب مدام زمزمه می كنم :
اللهم عرفنی نفسك فانك ان لم تعرفنی نفسك لم اعرف رسولك
اللهم عرفنی رسولك فانك ان لم تعرفنی رسولك لم اعرف حجتك
الله عرفنی حجتك فانك ان لم تعرفنی حجتك ...
:: نوشته شده توسط پايگاه گنبدطلايي امام رضا ::
گنبدطلایی امام رضا