قنديل و شمعدان و چراغان
قنديل و شمعدان و چراغان
آئينه و بلور و كبوتر
تا چشم كار مي كند اينجا
جمعيت است ونوروكبوتر
امشب كبوتر دل تنگم
مهمان آشيانه آقاست
امشب تنم نشسته در آشوب
گويي نقاره خانه آقاست
چشم انتظار مرهم سبزي است
اين زخم؛ زخم كرب و بلايي
آقا بگير دست دلم را
از پشت آن ضريح طلايي
امشب حرم چقدر شلوغ است
بوي اذان رها شده در باد
مثل هميشه مي شكند تلخ
بغضي كنار پنجره فولاد...
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 8:23 توسط محمدرضا
|
گنبدطلایی امام رضا