کار و عمل
کار و عمل
کار در قانون طبيعت و نظام آفرينش
امام رضا «عليهالسلام»:
... ليس للناس بد من طلب معاشهم، فلا تدع الطلب: [1] .
مردم ناگريزند در تلاش زندگي خويش باشند، پس کوشش در راه کسب مال را رها مکن.
کار از دو نظر اهميتي حياتي دارد:
1- قانون طبيعت و سنتهاي حاکم بر نظام آفرينش.
2 - قانون شريعت و برنامههاي آن.
کار، در قانون طبيعت نيز از دو جهت اهميت دارد:
أ - از نظر قانونمنديهاي عمومي حاکم بر طبيعت.
ب - از نظر قوانين طبيعي حاکم بر وجود انسان و رابطهي آنها با قواي رواني و تني او.
در دو حديث از امام رضا «عليهالسلام»، کار در نظام تکوين و نظام تشريع مطرح شده است.
از نظر قانون طبيعت، کار وسيلهاي است براي فعليت يافتن آثار پديدههاي طبيعي و آمادهسازي آنها براي بهرهبرداري انسان و هر کالايي که مورد استفادهي انسان قرار ميگيرد، به کمک کار کارگري آمادهي بهرهبرداري قرار گرفته است. کار، در ارتباط با قوانين حاکم بر وجود انسان نيز، ابزاري است براي بودن و شدن آدمي و به فعليت رسيدن نيروهاي جسمي و عقلي وي و رشد و شکوفايي استعدادهاي فطري و دروني شخصيت او.
قرآن کريم، از کار و عمل، فراوان سخن گفته است و در بعد نظام تکوين و تشريع، ضرورت و اهميت کار و عمل را تبيين و تشريح کرده است.
«لقد خلقنا الانسان في کبد [2] انسان را در رنج آفريديم».
تنها تن آدمي نيست که به کار نياز دارد، بلکه رشد روح او و قواي معنوي و فکر و فرهنگ و تربيت او نيز به کار بستگي دارد و بيکاري بر معنويت آدمي نيز آثاري زيانبار ميگذارد. طبق گفتهي امام صادق «عليهالسلام»، اگر هر چه را انسان نياز داشت، نظام طبيعت آماده و ساخته و پرداخته در اختيار او ميگذاشت و انسان نياز خود را براحتي و بدون تلاش برطرف ميکرد، و پيوسته اوقات خود را به بيکاري و فراغت ميگذراند، به فساد و تباهي کشيده ميشد، و ناگزير نيرو و انرژي خود را در راههايي صرف ميکرد که به نابودي خود و همنوعش ميانجاميد.
امام صادق «عليهالسلام»:
... و جعل الخبز لا ينال الا بالحيلة و الحرکة، ليکون للانسان في ذلک شغل يکفه، عما يخرجه اليه الفراغ من الاشر و العبث...: [3] .
خداوند نان را چنان قرار داد که جز با نيروي کار و مهارت و تلاش دست نيابد، تا انسان به کاري مشغول گردد و از پيامدهاي بيکارگي و گستاخي رفاهزدگي و بيهودگي بازماند.
امام علي «عليهالسلام»:
من يعمل يزدد قوة، و من يقصر في العمل يزدد فترة: [4] .
آن کس که کار کند توانش فزوني مييابد، و آن کس که کم کار کند و بيکاره باشد سستي و ناتواني او افزون ميگردد.
کار در قانون دين و نظام تشريع
امام رضا «ع»:
... ان الذي يطلب من فضل يکف به عياله، أعظم أجرا من المجاهد في سبيل الله [5] .
آنکس که) با کار و عمل(در جستجوي مواهب زندگي، براي تأمين خانواده ي خويش است، پاداشي بزرگتر از مجاهدان راه خدا دارد.
امام، در اين روايت به ارزش تشريعي کار اشاره مي کنند. با توجه به ضرورت تکويني و طبيعي آن، ضرورت و وجوب تکليفي و شرعي نيز روشن مي گردد. انسان با توجه به معيارهاي دين، مکلف است از قانون آفرينش سرپيچي نکند، تا دچار پيامدهاي ويرانگر آن نگردد. نظام تشريع و بايد و نبايدهاي قانوني اسلام، با نظام تکوين و سنتهاي آفرينش هماهنگ است.
براي اهميت حياتي که کار دارد تعاليم ديگري را نيز در اين زمينه مي آوريم:
پيامبر «ص»: از پيامبر اکرم پرسيده شد: کدام کسب انسان پاکيزه تر است؟ فرمود: کار کردن مزد با دست خود. [6] .
پيامبر «ص»: هر کس از دسترنج خود بخورد، مثل برق از پل صراط خواهد گذشت. [7] .
يکي از مهمترين چيزهايي که شارع اسلام براي ايجاد رغبت به کار... مطرح کرده است تصريح به اين مطلب است که دعاي آدم بيکار.... مستجاب نمي شود.
پيامبر اکرم «ص»: دسته هايي از امت من دعايشان مستجاب نمي شود... و يکي مردي که در خانه اش مي نشيند و مي گويد: پروردگارا روزي مرا برسان. [8] .
از اينرو، مينگريم که رهبران الهي و پيامبران و جانشينانشان بدون استثنا کار ميکردند، قرآن کريم دربارهي برخي از آنان چنين ميگويد:
و ما تلک بيمينک يا موسي - قال هي عصاي أتوکؤا عليها، و أهش بها علي غنمي ولي فيها مآرب أخري: [9] .
اي موسي! اين چيست در دست تو؟ گفت: اين عصاي من است که به آن تکيه ميکنم، و براي گوسفندانم با آن از درختان برگ فروميريزم، و نيازهايي ديگر را نيز با آن برطرف ميکنم.
و علمناه صنعة لبوس لکم لتحصنکم من بأسکم فهل انتم شاکرون: [10] .
صنعت زرهسازي را براي شما به او (داوود پيامبر) آموختيم، تا در جنگهايتان شما را از آسيب دشمنان حفظ کند، آيا شکرگزار خواهيد بود؟
پيامبر «صلي الله عليه و آله و سلم»: به روايت امام باقر «عليهالسلام»، خداوند بزرگ، در آن هنگام که آدم را از بهشت به زمين فرود آورد، به او فرمان داد تا با دست خود زراعت کند، و... از دسترنج خويش بخورد. [11] .
الامام علي «عليهالسلام»:
أوحي الله عزوجل الي داود «عليهالسلام»، انک نعم العبد، لولا أنک تأکل من بيتالمال و لا تعمل بيدک شيئا، قال: فبکي داود «عليهالسلام» أربعين صباحا، فأوحي الله الي الحديد أن لن لعبدي داود. فالان الله عزوجل له الحديد، فکان يعمل کل يوم درعا فيبيعها بألف درهم. فعمل ثلاث مئة و ستين درعا، فباعها بثلاث مئة و ستين ألفا، و استغني عن بيتالمال. [12] .
امام علي «عليهالسلام»: خداي بزرگ به داوود «عليهالسلام» وحي فرستاد که تو، اگر از بيتالمال نميخوردي و با دست خود کار ميکردي، بندهي خوبي بودي... داوود چهل روز گريست، آنگاه خدا به آهن وحي (اشاره) کرد، که در دست بندهي من داوود نرم باش. بدينسان، خداي بزرگ آهن را براي او نرم کرد، و او هر روز يک زره ميبافت و به هزار درهم ميفروخت. سيصد و شصت زره بافت و آنها را به سيصد و شصت هزار درهم فروخت و از بيتالمال بينياز شد.
در احاديث آمده است که: «هزينهي زندگي سليمان بن داوود «عليهالسلام»، از فروش زنبيلهايي بود که از پوست (ليف) درخت خرما با دست خود ميبافت». [13] .
الامام علي «عليهالسلام»:
انه لما کان يفرغ من الجهاد، يتفرغ لتعليم الناس و القضاء بينهم، فاذا فرغ من ذلک اشتغل في حائط له، يعمل فيه بيده، و هو مع ذلک ذاکر لله جل جلاله. [14] .
امام علي «عليهالسلام» چون از جهاد فراغت مييافت، به کار تعليم مردمان و داوري کردن در مرافعات ايشان ميپرداخت؛ و چون از اين يک فارغ ميشد، در باغچهاي که داشت با دست خود به کار مشغول ميگشت و با وجود اين، در حال ذکر بود.
الامام علي «عليهالسلام»:
جمعت يوما بالمدينة جوعا شديدا، فخرجت أطلب العمل في عوالي المدينة، فاذا أنا بامرأة قد جمعت مدرا فظننتها تريد بله، فأتيتها فقاطعتها عليه: کل ذنوب علي تمرة؛ فمددت ستة عشر ذنوبا حتي مجلت يداي، ثم أتيت الماء فأصبت منه، ثم أتيتها فقلت: بکفي هذا، بين يديها... فعدت لي ستة عشرة تمره؛ فأتيت النبي «صلي الله عليه و آله و سلم» فأخبرته فأکل معي منها. [15] .
امام علي «عليهالسلام»: روزي در مدينه سخت گرسنه شدم، براي پيدا کردن کار به محلههاي بالاي مدينه رفتم، در آنجا زني را ديدم که کلوخهايي را جمع کرده بود و فکر کردم که ميخواهد با آنها گل درست کند، نزديک او رفتم و طي کردم که براي هر دلو آب که از چاه بکشم يک دانهي خرما به من بدهد؛ چون شانزده دلو کشيدم، دستم تاول زد. پس به لب آب رفتم و دستم را شستم آنگاه به نزد آن زن رفتم و دستم را جلو بردم، او شانزده دانه خرما به من داد. من نزد پيامبر «صلي الله عليه و آله و سلم» آمدم و او را از آنچه گذشته بود آگاه کردم، پيامبر با من از آن خرماها خورد.
الامام علي «عليهالسلام»:
فيما رواه الامام الصادق: کان أمير المؤمنين «عليهالسلام» يضرب بالمر و يستخرج الأرضين... و ان امير المؤمنين «عليهالسلام» أعتق ألف مملوک من ماله و کد يده. [16] .
امام علي «عليهالسلام» - به روايت امام جعفر صادق «عليهالسلام»: اميرالمؤمنين «عليهالسلام» بيل ميزد و شخم ميکرد (و آب از زمين بيرون ميآورد)... اميرالمؤمنين «عليهالسلام» از مال و دسترنج خود هزار برده آزاد کرد.
الامام علي «عليهالسلام»:
فيما رواه الامام الصادق: کان امير المؤمنين «عليهالسلام»
يحتطب و يستقي و يکنس، و کانت فاطمة تطحن و تعجن و تخبز. [17] .
امام علي «عليهالسلام» - به روايت امام صادق «عليهالسلام»: اميرالمؤمنين «عليهالسلام» هيزم جمع ميکرد، و آب از چاه بالا ميکشيد، و به جاروب کردن خانه ميپرداخت، و فاطمه «سلام الله عليها» گندم با دستاس آرد ميکرد و آن را خمير ميکرد و نان ميپخت.
از اميرالمؤمنين «عليهالسلام»، در اين خصوص، نمونههايي فراوان نقل شده است.
الامام الصادق «عليهالسلام»:
عبدالأعلي مولي آل سام قال: استقبلت أبا عبدالله «عليهالسلام» في بعض طرق المدينة، في يوم صائف شديد الحر، فقلت: جعلت فداک! حالک عند الله عز و جل و قرابتک من رسول الله «صلي الله عليه و آله و سلم»، و أنت تجهد نفسک (لنفسک - خ ل) في مثل هذا اليوم؟ فقال: يا عبدالأعلي! خرجت في طلب الرزق، لأستغني به عن مثلک. [18] .
امام صادق «عليهالسلام» - عبدالأعلي آل سام ميگويد: در يکي از کوچههاي مدينه:، در روزي تابستاني و گرم، با امام صادق «عليهالسلام» رو به رو شدم و عرض کردم: فدايت شوم! با مقامي که نزد خداي بزرگ، و با خويشاونديي که با رسول خدا داري، چرا در چنين روزي داغ، اين اندازه خود را آزار ميدهي (و براي خود تلاش ميکني)؟ فرمود: اي عبد الاعلي! در طلب روزي از خانه بيرون آمدهام، تا با اين کار، از امثال تو بينياز باشم.
الامام الصادق «عليهالسلام»:
أبوعمرو الشيباني قال: رأيت أباعبدالله «عليهالسلام» و بيده مسحاة، و عليه ازار غليظ، يعمل في حائط له، و العرق يتصاب عن ظهره، فقلت، جعلت فداک! أعطني أکفک. فقال لي: اني أحب أن يتأذي الرجل بحر الشمس في طلب المعيشة. [19] .
امام صادق «عليهالسلام» - ابوعمرو شيباني ميگويد: امام صادق «عليهالسلام» را ديدم که بيلي در دست و پوششي درشت بر تن داشت، و در باغچهاي که متعلق به خود او بود کار ميکرد، و عرق از او فرو ميريخت. عرض کردم: فدايت شوم! بيل را به من بده تا به جاي تو کار کنم. فرمود: من چنان دوست دارم که شخص، در گرماي آزار دهندهي آفتاب، براي به دست آوردن نيازهاي زندگي کار کند و رنج ببيند.
الامام الصادق «عليهالسلام»:
أبوبصير قال: سمعت أباعبدالله «عليهالسلام» يقول: اني لأعمل في بعض ضياعي حتي أعرق، و ان لي من يکفيني، ليعلم الله عزوجل أني أطلب الرزق الحلال. [20] .
امام صادق «عليهالسلام» - ابوبصير ميگويد: از امام صادق «عليهالسلام» شنيدم که ميفرمود: من در بعضي از زراعتهايم چندان کار ميکنم که عرق از من بريزد، با اينکه کسي را دارم که به جاي من کار کند، ليکن ميخواهم که خداي عزوجل بداند که من خود براي طلب روزي حلال کار ميکنم.
الامام الکاظم «عليهالسلام»:
علي بن أبيحمزة، عن أبيه قال: رأيت أباالحسن «عليهالسلام» يعمل في أرض له، قد استنقعت قدماه في العرق، فقلت له: جعلت فداک، أين الرجال؟ فقال: يا علي! قد عمل باليد من هو خير مني في أرضه و من أبي. فقلت له: و من هو؟ فقال: رسول الله «صلي الله عليه و آله و سلم» و أميرالمؤمنين و آبائي «عليهالسلام»
کلهم، کانوا قد عملوا بأيديهم، و هو من عمل النبيين و المرسلين و الاوصياء و الصالحين. [21] .
امام کاظم «عليهالسلام» - علي بن ابيحمزه، از پدرش نقل ميکند که گفت: ابوالحسن (امام موسي کاظم) «عليهالسلام» را ديدم که در زميني متعلق به خودش کار ميکرد، و پاهاي او غرق عرق شده بود. عرض کردم: فدايت شوم! کارگرانت کجايند!فرمود: اي علي! کساني با دست خود در زمين خويش کار کردند که از من و پدرم بهتر بودند. گفتم: کدام کسان؟ فرمود: رسول خدا «صلي الله عليه و آله و سلم» و اميرالمؤمنين «عليهالسلام» و همهي پدرانم، که با دست خود کار ميکردند. با دست خود کار کردن کار پيامبران و رسولان و اوصيا و صالحان است.
در اين باره از پيامبران و اوصياي ايشان احاديثي فراوان رسيده است.
[1] وسائل 18:12؛ الحياة 320:5.
[2] سورهي بلد (90):4.
[3] الحياة 249:3.
[4] غررالحکم : 269.
[5] کافي 8:55؛ مسند الامام الرضا «ع» 299:2.
[6] مجمع البيان 380:2.
[7] مستدرک الوسائل 417:2.
[8] الحياة 453:5.
[9] سورهي طه (20):17 و 18.
[10] سورهي انبياء (21):80.
[11] مستدرک الوسائل 417:2.
[12] کافي 74:5.
[13] ارشاد القلوب : 157.
[14] عدة الداعي :101.
[15] کشف الغمة 175:1 و 176.
[16] کافي 74:5.
[17] وسائل 24:12.
[18] وسائل 10: 12.
[19] کافي 76:5.
[20] وسائل 23:12.
[21] کافي 76 - 75: 5.
گنبدطلایی امام رضا