پديده‏ي سرمايه‏داري

مشکل اساسي

امام رضا «عليه‏السلام»: 

... جعل الاموال دولة بين الاغنياء...: [1] . 

... (آن خليفه) اموال را ميان اغنيا به گردش گذاشت... 

... رغبة الناس في الربح...[2] . 

گرايش مردم به سودخواري است...

... البخس... و الخيانة...: [3] .

(از گناهان کبيره) کاستن (از کار و کالاي مردم) است و خيانت به مردم...

... اهل الاستئثار...: [4] . 

کساني که با خودکامگي اموال عمومي را ويژه‏ي خويش مي‏سازند... 

موضوع سرمايه‏داري در اجتماعات بشري از مشکلات ويرانگر در همه‏ي عصرها و نسلها بوده و هست. اين بيماري بزرگ اجتماعي، امروز بسيار عميق‏تر، گسترده‏تر، کوبنده‏تر و نابودکننده‏تر از گذشته عمل مي‏کند، و به ابزار جديد، و قدرت ماشين، و محاسبات کامپيوتري، و کارخانجات تمام اتومات و مزارع مکانيزه مجهز است، و وسائل حمل و نقل هوايي و دريايي غول‏پيکر را در اختيار دارد، و در رابطه‏ها و کسب اطلاعات از تلفن و تلکس استفاده مي‏کند. 

از اينرو، مصيبت‏بارترين مشکل براي بشريت است. ره‏آورد شوم اين پديده، جنگها و ظلمها و نابسامانيهاي گسترده و عالمگيري است که بشريت را در کام خود فروبرده است. و جهان را به جهان اول و دوم و سوم تقسيم کرده، و جامعه‏هاي طبقاتي تشکيل‏ يافته از طبقه‏ي ثروتمند شادخوار و فقير محروم و گرسنه پديد آورده است. 

سرمايه‏داري و پول ‏پرستي از ديدگاه امام رضا «عليه‏السلام» پديده‏ي شوم و شيطاني است که با تعاليم پيامبران و ايمان به روز بازپسين سازگار نيست؛ با رشد و تکامل انسان و زندگي عادلانه‏ي او در اين دنيا نيز سازگاري ندارد. 

 

 

ره‏آوردهاي شوم سرمايه‏داري

سرمايه‏داري در دو بعد از حيات آدمي آثاري ژرف و گسترده دارد: 

1.روابط اقتصادي و بعد زندگي مادي. 

2.روابط انساني و بعد اخلاقي و معنوي. 

اکنون به تبيين هر يک از اين دو بعد مي‏پردازيم: 

 

>روابط اقتصادي و بعد زندگي مادي

>تأثير سرمايه‏داري در روابط انساني و بعد معنوي

 

روابط اقتصادي و بعد زندگي مادي

 

>گردش ثروتهاي عمومي در دست طبقه‏ي اشراف

>رباخواري

>ظلم، خيانت و استثمار

>انحصارطلبي در اموال (خصوصي کردن اموال عمومي) استئثار

گردش ثروتهاي عمومي در دست طبقه‏ي اشراف

امام رضا «عليه‏السلام»: 

... و البرائة ممن نفي الاخيار... و جعل الاموال دولة بين الأغنياء...: [5] . 

(از ايمان است) بيزاري از کساني که نيکان را از جامعه‏ي (اسلامي) تبعيد کردند... و اموال (مسلمانان) را ميان ثروتمندان به گردش گذاشتند... 

رباخواري

امام رضا «عليه‏السلام»: 

علة تحريم الربا، انما نهي الله عزوجل عنه، لما فيه من فساد الاموال، لان الانسان اذا اشتري الدرهم بالدرهمين، کان ثمن الدرهم درهما، و ثمن الآخر باطلا، فبيع الربا و شرائه وکس علي کل حال علي المشتري و علي البايع، فحرم الله تبارک و تعالي الربا لعلة فساد الاموال کما حظر علي السفيه ان يدفع اليه ماله لما يتخوف عليه من افساده...: [6] .

علت تحريم ربا: خداوند عزوجل از ربا نهي کرد چون مايه‏ي تباهي اموال است، زيرا انسان اگر يک درهم را به دو درهم بخرد، بهاي درهم درهم است، و بهاي درهم ديگر باطل (و بدون حق) است، پس خريد و فروش ربوي، در هر حال براي فروشنده و خريدار زيان و کمبود دارد؛ پس خداوند متعال ربا را ممنوع اعلام کرد، زيرا اموال تباه مي‏گردد. چنان‏که منع کرد سفيهان اموال خود را در دست گيرند، چون بيم تباهي آن اموال مي‏رود... 

سرمايه‏دار با بکارگيري سرمايه بدون کار، و استفاده از بهره‏ي پول، ثروتها مي‏اندوزد و گروه زيادي را تهيدست مي‏سازد. دقيقا مي‏توان محاسبه کرد که در ارتباط با يک سرمايه‏دار رباخوار، چند صد نفر پس از چند سال زمينگير و ساقط مي‏شوند و سرمايه و ثروت ايشان به تدريج به جيب يک نفر سرازير مي‏گردد. 

در بخش ديگري از کلام امام در علل تحريم ربا، به ظلم نيز تکيه شده است. و اين تعليل و علت‏يابي که امام تبيين مي‏کنند، آموزنده‏ي معيارهاي کلي و قانونمندي است که در کل جريانهاي اقتصادي راهگشا است. تکيه بر ظلم در تعليل تحريم ربا، همان محور اصلي تعاليم الهي اديان است، يعني هر کار، رفتار، قانون، روش و برنامه‏اي که سرانجام در يک محاسبه دقيق به ظلم و ستم اجتماعي بينجامد، باطل و غير اسلامي است. محور حق و مشروعيت، عدل و عدالت است، و به گفته‏ي آيةالله مرتضي مطهري: «عدالت در سلسله علل احکام است...نه اين است که آنچه دين گفت، عدل است، بلکه آنچه عدل است دين مي‏گويد...» [7] . 

ظلم، خيانت و استثمار

امام رضا «عليه‏السلام»: 

... و اجتناب الکبائر و هي قتل النفس... و البخس في المکيال و الميزان... و الخيانة... [8] . 

(از اسلام ناب و خالص است) دوري از گناهان کبيره و آدم‏کشي... و کاستن پيمانه و ترازو و... و خيانت (در مسائل مالي و...) است... 

از شيوه‏هاي نظام سرمايه‏داري، کم بها دادن به کار و کالاي مردم است. مواد خام و کالاهاي مورد نياز و داراي ارزش، با رنج و زحمت از معادن، مزارع، درياها، کوهها و... استخراج و تهيه مي‏شود، و به سرمايه‏داران و کارخانه‏ها عرضه مي‏گردد. سرمايه‏داران با مکانيسم ويژه‏اي بها و ارزش حقيقي آنها را نمي‏پردازند و اين خود غصب و تصاحب ثمره‏ي کار ديگران است. 

و اين استثمار و خيانت است. مثال روشن آن اين روزها مسأله‏ي نفت است که سرمايه‏داران غرب با کمک سياستمداران و قدرتهاي نظامي و جاسوسي خويش، بهاي نفت جهان سوم را تا حدي پائين آورده‏اند که از نمونه‏هاي آشکار «بخس» و کم بها دادن است. 

پيامبر اکرم «صلي الله عليه و آله و سلم»: 

و من ظلم اجيرا أجره احبط الله عمله و حرم عليه ريح الجنة؛ و ريحها يوجد من مسيرة خمسمأة عام: [9] . 

هر کس به کارگري ظلم کند، اعمال او را خداوند تباه مي‏سازد، و نسيم بهشت را بر او تحريم مي‏کند؛ و حال آنکه نسيم بهشت از مساحت پانصد سال راه به مشام مي‏رسد. 

انحصارطلبي در اموال (خصوصي کردن اموال عمومي) استئثار

امام رضا «عليه‏السلام»:

... و البراءة من الذين ظلموا آل محمد «صلي الله عليه و آله و سلم»... و البراءة من الناکثين و القاسطين و المارقين... و البراءة من اهل الاستئثار... [10] . 

(از اسلام و ايمان است) بيزاري از کساني که به آل محمد «عليه‏السلام» ظلم روا داشتند... و برائت از پيمان‏شکنان و منحرفان و مرتدان... و بيزاري و برائت از انحصار طلبان در اموال... 

«استئثار» (انحصارطلبي)، از آثار شوم سرمايه‏داري و شيوه‏هاي نظام اترافي و تکاثري است. «استئثار» در لغت به اين معنا است که انسان مال و متاع و يا چيزي را که مورد ميل و رغبت و نياز ديگران است، ويژه‏ي خويش سازد، و با خودکامگي و استبداد دست ديگران را از آن کوتاه کند. 

اين طبقه که اهل استئثارند يعني انحصار طلب هستند، اموال و منابع ثروت و درآمد جامعه را به خود و نزديکان خود اختصاص مي‏دهند، و ثروتها و منابع عمومي مولد ثروت را ويژه‏ي خويش مي‏سازند، يا نزد خود ضبط مي‏کنند. از اين کلام، روشن مي‏گردد که منظور از اين طبقه، سرمايه‏داران بانفوذند که در حکومت رخنه مي‏کنند، و امور کليدي جامعه را در دست مي‏گيرند، و با کمک دولتها، اموال عمومي و منابع ثروت همگاني و امکانات گوناگون را ويژه‏ي خويش مي‏سازند، استخراج معادن را بعهده مي‏گيرند، زمينها را با سند و ثبتهاي قلابي مالک مي‏شوند، آبها را با زور و استبداد تصاحب مي‏کنند، مراتع را در اختيار مي‏گيرند، بهره‏برداري از درياها و جنگلها را از آن خود مي‏کنند. يا با ايجاد انحصار، کالا و متاعي را در اختيار مي‏گيرند، و دست ديگران را 

 

تأثير سرمايه‏داري در روابط انساني و بعد معنوي

امام رضا «عليه‏السلام»: 

لا يجتمع المال الا بخصال خمس: ببخل شديد، و امل طويل، و حرص غالب، و قطيعة الرحم، و ايثار الدنيا علي الاخرة: [11] . 

مال دنيا جمع نشود مگر در سايه‏ي پنج خصلت: 

1 - بخل زياد. 

2 - آرزوهاي دراز. 

3 - آزمندي چيره (بر انسان).

4 - ترک صله‏ي رحم (و رسيدگي به بستگان تنگدست) 

5 - دنيادوستي و فراموش کردن آخرت. 

مشکل سرمايه‏داري - چون ديگر مشکلات - در درجه‏ي نخست، به خود انسان بازمي‏گردد و با مجموعه‏ي نظام فرهنگي، تربيتي و اخلاقي آدمي درآميخته است، و سپس به جامعه کشيده مي‏شود. همين موضوع، معيار تمايز بنيادين ميان بينش اسلام و ديگر مکاتب است. اسلام 

انسانگرا است، و در هر مشکلي نخست به سراغ انسان و انديشه‏ها و روحيات او مي‏رود، و خاستگاه اصلي کجروي و انحراف را در وجود او مي‏جويد، و براي درمان هر بيماري اخلاقي و روحي، يا اجتماعي، اقتصادي، سياسي و... به ترتيب انسان و تهذيب اخلاقي او مي‏پردازد.  اکنون دو حديث ديگر از امام رضا «عليه‏السلام» مي‏آوريم، که در عين حال که چگونگي جريان اموال و اقتصاد ناسالم جامعه را تبين کرده است، به فساد اخلاقي و گرايشهاي غيرانساني نيز نظر دارد: 

امام رضا «عليه‏السلام»:

... و علة تحريم الربا بالنسيئة لعلة ذهاب المعروف... و رغبة الناس في الربح و ترکهم... صنايع المعروف... [12] . 

علت تحريم ربا در نسيه، براي از دست رفتن نيکوکاري است (در صورت ربا گرفتن)... و گرايش مردم به سودخواري و رها کردن کارهاي نيک...» 

امام رضا «عليه‏السلام»: 

(فيما کتبه للمأمون في بيان «محض الاسلام»،)... و البراءة من اهل الاستئثار...: [13] . 

(از اسلام خالص است) بيزاري از کساني که اموال را منحصر به خود مي‏کنند... 

در پرتو اين تعاليم رضوي، به اين خويها و خصلتها در اخلاق سرمايه‏داري دست مي‏يابيم: 

أ - گرايش به سودجويي و سودپرستي، در برابر طلب پاداش و قرب الهي. 

ب - ترک نيکوکاري و انجام دادن کارهاي انساني، در برابر اقدام به کار نيک و خير و احسان. 

ج - ترک صله‏ي رحم و بريدن از خويشاوندان و گسستن پيوندهاي رحمي و خويشاوندي، در برابر صله‏ي رحم و تحکيم پيوندهاي ياد شده و رسيدگي به ارحام و رعايت تعهدهاي فاميلي. 

د - بخل و خست، در برابر انفاق و گشاده‏دستي و سخاوت. 

ه - حرص و آزمندي مسلط بر انسان، در برابر حرص نزدن و گذشت کردن. 

و - آرزوهاي دور و دراز داشتن، در برابر واقع‏بيني و استفاده‏ي صحيح از فرصت عمر و آزاد شدن از قيد و بند خيالات و خواسته‏هاي واهي. 

ز - انحصارطلبي و خودپرستي، در برابر نوع‏دوستي و توجه به نياز ديگران (استئثار در برابر ايثار). 

ح - ترک تعهد و مسئوليت‏شناسي. 

ط - انتخاب دنيا و خواسته‏هاي دنيوي و فراموش کردن آخرت و آمادگي براي آن.

اينها محورهاي اصلييي بود که از تعاليم امام رضا «عليه‏السلام» آموختيم. برخي از اين بندها را بيشتر توضيح مي‏دهيم:

>ترک نيکوکاري و کارهاي انساني

>ترک صله‏ي رحم و قطع ارتباط خانوادگي

>بخل و خست

>تعهدنشناسي و مسئوليت‏گريزي

 

ترک نيکوکاري و کارهاي انساني

افراد در اثر گرايش به سودپرستي و عشق به ثروت‏اندوزي، نيکوکاري و نيکي به انسانها را فراموش مي‏کنند، و به انسانها و جامعه و حق و عدالت و اخلاق از همين دريچه مي‏نگرند، و از کارهايي که به زندگي انسانها ساماني مي‏بخشد، روي بر مي‏تابند. و بدين‏سان «معروف کارهاي نيک و انساني»، که تعبيري کلي و گويا از همه‏ي کارهاي نيک انساني و پايه‏ي روابط درست مردمي است، از اجتماع رخت برمي‏بندد، و جامعه به جنگل حيوانات تبديل مي‏شود، و روابط انسانها به صورت روابط جنگلي درمي‏آيد. 

در احاديث مربوط به مال، بر کلمه‏ي «معروف» زياد تکيه شده است. معروف، مفهوم گسترده‏اي دارد و همه‏ي کارهاي باارزش انساني را در جريان مصرف مال در برمي‏گيرد. 

از امام صادق «عليه‏السلام» سخني بسيار عميق و بلند نقل شده است که ابعاد مختلف سير مال را در دست مردم ترسيم مي‏کند، در اين حديث نيز تعبير «صنايع المعروف» به کار رفته است، مانند حديث امام رضا «عليه‏السلام»: امام صادق «عليه‏السلام»: 

ان من بقاء المسلمين و بقاء الاسلام، ان تصير الاموال عند من يعرف فيها الحق، و يصنع المعروف، و ان من فناء الاسلام و فناء المسلمين ان تصير الأموال في ايدي من لا يعرف فيها الحق، و لا يصنع فيها المعروف: [14] . 

بي‏ترديد پايداري مسلمانان و اسلام در اين است که اموال نزد کساني باشد که حق را در اموال بشناسند و به معروف در آن عمل کنند. و بي‏گمان نابودي اسلام و مسلمانان هنگامي است که سرمايه‏ها در دست کساني قرار گيرد که نه حق را در آن بشناسند و نه به معروف و نيکي تن دهند. 

ترک صله‏ي رحم و قطع ارتباط خانوادگي

در بينش سودپرستانه‏ي اقتصادي ربوي و تکاثري، روابط و پيوندهاي خويشي و خانوادگي و زناشويي نيز - اغلب - بر اصل سودآوري استوار است. انسان مال‏اندوز به همه چيز و همه کس از دريچه‏ي بازده اقتصادي مي‏نگرد. و اين در حقيقت، رابطه با پول و سرمايه است نه رابطه با انسان. از اينرو، مي‏بينيم در چنين نظامهايي محبتها و احساسها و عواطف خوني و رحمي نيز چندان انگيزشي ندارد، و  انسانها به قطع رحم و گسستن پيوندهاي خانوادگي روي مي‏آورند. بسيار ديده شده است که در ميان اين افراد، بستگاني بسيار نزديک و در عين حال تهيدست و فقير وجود دارند، زيرا که در محاسبات اقتصادي، زيان‏آورند، و هزينه مي‏خواهند و توليدکننده و سودآور نيستند. 

سخن والاي امام رضا «عليه‏السلام»، که در آن گسستن پيوند خانوادگي و ارحامي که ارتباط با جمع ثروت و مال اندوزي مطرح گشته است، روشنگر اين اصل است که تعهد فاميلي و استحکام روابط خانوادگي، به پرداخت هزينه و مال مربوط است، و رفع نيازهاي مادي ارحام منظور مي باشد، و بسنده کردن به روابط اخلاقي و معنوي صرف، بدون سرمايه‏گذاري مالي براي ايشان، عملي نيست، و اگر باشد عمل به اصل «صله‏ي رحم» نيست و و اينگونه کارهاي بي‏اثر و بي‏محتوا، ارزشي نمي‏تواند داشته باشد. 

عالمان علم اخلاق، براي گسستن پيوندهاي خويشي و ارحامي، دو منشأ ذکر کرده‏اند: 

1 - دشمني و کينه‏توزي. 

2 - خودداري از مساوات و برابري در امور رفاهي و امکانات مادي.

بخل و خست

بخل و تنگ‏چشمي از خصلتهاي اهريمني و بيانگر  سستي پايه‏هاي ايمان و عاريتي بودن آن است. بخيل قدرت حاکم بر کائنات را نمي‏شناسد و مالک و بخشنده‏ي حقيقي را باور ندارد، و امر و نهي آفريدگار و بخشنده‏ي نعمتها را فرمان نمي‏برد، و از هر تکليف که نياز به صرف هزينه و پرداخت مال و کالايي داشته باشد، سرباز مي‏زند. و اين خصلت اصلي مال‏اندوزان سرمايه‏دار است. اصولا سرمايه‏هاي کلان در پرتو همين خويها و سرشتهاي زشت گرد مي‏آيد، و از همين جا اموال در يک نقطه انباشته مي‏گردد. 

در آيات و احاديث، بخل بسيار نکوهش شده است. احاديث در اين باره بسي فراوان است. سخن ديگري از امام رضا «عليه‏السلام» را مي‏آوريم: 

امام رضا «عليه‏السلام»: 

اياکم و البخل، فانها عاهة لا تکون في حر و لا مؤمن، انها خلاف الايمان: [15] .

از بخل دوري کنيد، زيرا که آن، آفت و بيماري‏اي است که در انسان آزاده و دين‏باور به هم نمي‏رسد، (زيرا که) مخالف ايمان است. 

تعهدنشناسي و مسئوليت‏گريزي

امام رضا «عليه‏السلام» در تحريم رباخواري عللي را  برمي‏شمارد، از جمله اينکه در رباخواري و سودپرستي، فرايض ترک مي‏شود، و تعهدهاي انساني - اجتماعي، بويژه در مسائل مالي، ناديده گرفته مي‏شود. روشن است که سرمايه‏داران و متمکنان در برابر نيازهاي ضروري جامعه و افراد - به نص آيات و احاديث - مسئولند و بايد از امکانات و سرمايه‏ي خود براي رفع نيازها استفاده کنند. اين تعهد و مسئوليت مهم اجتماعي در سايه‏ي دلبستگي و پول‏دوستي زير پا گذاشته مي‏شود، و سرمايه‏داري که بايد براي رفع نيازها بکوشد، نيازها را ابزاري براي استثمار و سودخواري بيشتر قرار مي‏دهد، و به تدريج جيب اکثريت را تهي مي‏سازد. پشت کردن به اين تعهد و مسئوليت اجتماعي از ناهنجارترين خويها و خصلتهاي سرمايه‏داري است، و با روح تعاليم اسلام تضاد دارد، بلکه سراپا ضد اسلام و مسلماني است.

اين منطق سرمايه‏داري است در برابر مسئوليتهاي اقتصادي، که قرآن کريم از آن پرده برمي‏دارد و آن را منطق کافران مي‏شمارد. [16] . 

و اذا قيل لهم انفقوا مما رزقکم الله قال الذين کفروا للذين امنوا انطعم من لو يشاء الله اطعمه ان انتم الا  في ضلال مبين: [17] . 

و چون به آنها گفته شود از آنچه خداوند به شما روزي داده (در راه خدا) انفاق کنيد، آنان که (به تکليفها و احکام الهي) کافرند در پاسخ مي‏گويند،: آيا ما خوراک به کساني بدهيم که اگر خداوند مي‏خواست خود به ايشان خوراک مي‏داد؟ شما (در اين راه و انديشه‏تان) به حتم و يقين د گمراهيي آشکار غوطه‏وريد. 

اهميت مسئوليتهاي اجتماعي، بطور عموم، و در مسائل اقتصادي و مالي بخصوص، در احاديث فراوان مطرح گشته است: 

پيامبر اکرم «صلي الله عليه و آله و سلم»: 

کلکم راع و کلکم مسوؤل عن رعيته: [18] .

همه‏ي شما شبانيد و همه در شباني مسئول هستيد. 

 

[1] عيون اخبار الرضا «عليه‏السلام» 126:2 و 94.

[2] عيون اخبار الرضا «عليه‏السلام» 126:2 و 94.

[3] همان، 127 و 126.

[4] همان، 127 و 126.

[5] عيون اخبار الرضا «عليه‏السلام» 126:2؛ الحياة 160:3.

[6] عيون اخبار الرضا «عليه‏السلام» 94 - 93: 2؛ مسند الامام الرضا «عليه‏السلام» 306:2.

[7] بررسي اجمالي مباني اقتصاد اسلامي : 14.

[8] عيون اخبار الرضا «عليه‏السلام» 127:2.

[9] وسائل 247:13.

[10] عيون اخبار الرضا «عليه‏السلام» 126:2؛ مسند الامام الرضا «عليه‏السلام» 502:2.

[11] عيون اخبار الرضا «عليه‏السلام» 276:1؛ خصال 283:1؛ الحيات 49:4.

[12] علل الشرايع 483:2؛ عيون اخبار الرضا «عليه‏السلام» 94:2 با اندکي اختلاف.

[13] عيون اخبار الرضا «عليه‏السلام» 126:2.

[14] وسائل 521:11؛ الحياة 98:3.

[15] بحار 346:78.

[16] اينگونه آيات شامل همه‏ي کساني مي‏شود که مصداق آنها باشند، چه کافر چه مسلمان در احاديث جاهايي بدين امر تصريح شده است، و در تفسير «مجمع البيان» و... آمده است.

[17] سوره‏ي يس(36):47.

[18] ارشاد القلوب : 257.